سلام به همگی ...
شاید کمتر کسی این مطلب رو بدونه که امروز هم یکی دیگه از روزهای دلگیر و غم انگیز در طول تاریخ حیات موسیقیه . 33 سال پیش در چنین روزی ، 12 جولای 1979 میلادی ، یکی دیگر از سرمایه های ارزشمند و بزرگ عالم هنر به نام Minnie Riperton در اوج جوانی و استعداد و شهرت دیده از جهان فرو بست و یاران و عاشقانش را در سوگ و اندوه ابدی باقی گذاشت . ریپرتون دقیقاً در زمانی که من تنها 2 روز از عمرم در این جهان میگذشت دار فانی را وداع گفت ! من تنها سعادت 2 روز هم نفسی با این انسان بزرگ در کره زمین را داشته ام که همین مطلب تا همیشه نام و یاد و خاطره مینی ریپرتون را در ذهنم متمایز از سایر هنرمندان و بزرگان این صنعت مینماید .

فرصت و مجال پرداختن به دستاوردهای فراموش نشدنی زندگی مینی ریپرتون رو در این نوشته ندارم و حقیقتاً امیدوارم دوستان عزیز ، اندک زمانی رو برای خوندن زندگینامه این خواننده بزرگ اختصاص بدند . دوست دارم در این نوشته تنها به یکی از استعدادهای سرشار خدادادی مینی اشاره ای کوتاه کنم ؛ افتخاری که شاید نصیب کمتر انسانی به عنوان خواننده حتی در میان سوپر استارهای بزرگ دورانهای مختلف تاریخ موسیقی شده باشه .
مینی ریپرتون ،
خواننده ای بی همتا و قدرتمند بود که میتوانست به راحتی طیف بسیار وسیعی از
اصوات را از حنجره خویش خارج نماید . باند فرکانسی 5 اکتاوی صدای مینی
ریپرتون ، حقیقتی تکان دهنده بود که کمتر کسی میتوانست در مقابل عظمت آن سر
خم نکرده و تعظیم ننماید . ای کاش ظرفیت علمی و آکادمیک مخاطبین عام این
وبلاگ در اندازه ای بود که من بتونم به صورت علمی و تحلیلی ، مفهوم طیف
فرکانسی و اکتاو و پهنای باند و قدرت و شدت موج صوتی رو به صورت کامل با
معادلات ریاضی تشریح کنم اما خوب میدونم این کار شدنی نیست ! فقط دلم
میخواد جهت پیدا کردن حسی در این زمینه اینو بدونید که بسیاری از خواننده
ها و سوپر استارهای پر آوازه و پر ادعای امروز جهان در بهترین حالت حتی
قادر به تولید نیمی از اصوات این باند فرکانسی وسیع نیز نبوده و همچنان
ادعای خوانندگی و توانایی در موضوع موسیقی میکنند !!! بدیهیست که از ذکر
نام این خواننده های پر استعداد (!!!) که گهگاهی نامشون توسط بازدید
کنندگان در بخش نظرات وبلاگ هم مطرح میشه حقیقتاً معذورم !!!! 


مینی ریپرتون موسیقی رو میشناخت ؛ دارای سبک منحصر به فرد و ممتازی در خوانندگی بود و تکنیکهای ناب و جاودانی رو به صنعت موسیقی جهان هدیه داد . دوست دارم نام این انسان بزرگ و نازنین رو هرگز تو زندگیتون از یاد نبرید .

اما برسیم به اصل مطلبی که من به خاطرش داستان امروز رو آغاز کردم :
مینی نیز همچون بسیاری از خواننده های بزرگ و بلند آوازه دیگه جهان که تا آخرین روز عمرشون بر روی موسیقی های ناب و زیبای فراوونی کار میکردند ، بعد از مرگش دارای آثار منتشر و شنیده نشده زیادی در میان میراث جاودانش بود . طبیعتاً بازماندگان ، وارثان و عوامل بنیاد مینی ریپرتون بعد از درگذشت این بانوی بی همتای موسیقی تصمیم به انتشار آثار باقی مانده او گرفته تا دل هوادارانش را بعد از مرگ او شاد و یاد و خاطره اش را در جهان گرامی بدارند . مشکل اصلی این بود که باز طبیعتاً شبیه به بسیاری از حکایتهای تلخ مشابه ، در میان آثار مینی نیز آهنگهای تکمیل نشده ای که دارای حفره های وکالی بودند به چشم میخورد . این بود که عوامل بنیاد مینی از بزرگان موسیقی جهان در آن دوران دعوت نموده تا در کنار اعضای بند مینی ، به تکمیل و نهایی سازی این آثار ارزشمند پرداخته و مجموعه نهایی را در قالب آلبومی زیبا روانه بازار نمایند . جالبه که بدونید در میان دعوت شدگان ، نام افسانه هایی همچون استیوی واندر و مایکل جکسون نیز خود نمایی میکرد . سرانجام پس از ماهها و ماهها تلاش و سختی و ریاضت ، آلبوم نهایی تحت عنوان Love Lives Forever یا عشق برای ابد زندگی میکند منتشر گردید .
قبل از شروع بحث اصلی بیاییم یه پرانتز کوچیک باز کرده و یه دور در کنار هم عملکرد عوامل بنیاد مینی ریپرتون رو با عوامل بنیاد امین (!!!) مایکل جکسون مقایسه کنیم :
بازماندگان ریپرتون ضمن حفظ احترام و جایگاه والای عزیز از دست رفتشون ، از مشاهیر و بزرگانی که بعضی هاشون رو اسم بردم با عشق و احترام دعوت میکنند که جهت همکاری در این پروژه ارزشمند ، سهمی رو ایفا نمایند . این بزرگان هم طبیعتاً با طبع و روح والایی که دارند نه به خاطر پول و ثروت بلکه تنها برای عشق و انسانیت پیش قدم شده و از همه اجزای وجودی خویش مایه گذاشته ، اثری رو در خور نام والای همکار و دوست ارزشمند و فراموش نشدنی خویش خلق کرده و آماده ارائه به جهانیان میکنند . در این میان استیوی و مایکل تصادفاً تقلید صدای مینی ریپرتون رو انجام نداده (!!!!!) و خیلی سهوی و بی اختیار (!!!) صداهای فیک رو به جای صدای خواننده اصلی وارد آلبوم نکرده و بعد هم قسم حضرت عباس (!!!!) نمیخورند که اینها واقعاً صداهای اصل مینی بوده و شماها نمیتونید صدای اونو تشخیص بدید چونکه فقط ما با او در استودیو (!!!!!) همکاری داشته ایم ! در نهایت عوامل تهیه کننده آلبوم ، نام و مشخصات خودشون رو در انتها با فروتنی در کنار نام تهیه کنندگان اثر قرار میدند تا هم به اصل دوستی و هنر احترام گذاشته باشند و هم اصول حرفه ای بودن و امانت داری به اجرا در اومده باشه . حالا این حرکت رو با اعمال عوامل منتشر کننده آلبوم مایکل در سال 2010 و بعد از مرگ او مقایسه کنید : یک سری آقایون خوب و امانت دار (!!!) تنها و تنها به خاطر عشق (!!!!) ، مقلدی به نام جیسون مالاچی رو وارد گود نموده ، آهنگهای تقلبی زیبا (!!!) ساخته و بدون ذکر کوچکترین نامی از بوزینه مقلد ، آهنگها رو با عزت و احترام کامل به روان والای مایکل جکسون کبیر تحویل دنیا داده و از میراث بزرگ اون جناب ، پاسداری میکنند !!! من که فکر میکنم این دو تا داستان خیلی شبیه به هم بود !!!
شما چی فکر میکنید ؟؟؟!!! 

بگذریم ...
همونطور که اشاره کردم ، آلبومی از منتشر نشده های مینی ریپرتون با همکاری جمعی از اهالی برتر دنیای موسیقی بعد از مرگ او منتشر گردید . امروز میخوام در مورد یکی از آهنگهای ناب و زیبای این آلبوم که شخص مایکل جکسون در تکمیل و نهایی سازی اون نقش اساسی رو ایفا نموده براتون صحت کنم . نام این آهنگ قشنگ و دوست داشتنی هست :
I'm In Love Again ... من دوباره عاشق شدم !



توجه داشته باشید که مایکل جکسون بعد از مرگ ریپرتون صدای جادویی خودش رو به این آهنگ اضافه نموده و در واقع این آهنگ یک دوئت واقعی در زمان حیات مینی ریپرتون به حساب نمیاد . میتونید در ادامه متن انگلیسی و ترجمه فارسی این ترانه زیبا رو مطالعه بفرمایید .
And finding the toy of your dream
من دوباره عاشق شدم
این بار فکر میکنم که این احساس واقعیستو یافتن اسباب بازی رویاهایت در کنارت است
و این همان طریقیست که سزاوار است اینگونه باشد
من دوباره عاشق شدم
مینی ریپرتون : من دوباره عاشق شدم !
همونطور که میبینید قسمتهای مربوط به صدای مایکل جکسون در متن انگلیسی و فارسی ترانه با رنگ آبی مشخص گردیده است . میتونید این آهنگ زیبا رو از لینک زیر دانلود نمایید .
هیچ وقت یادم نمیره که اسنیپت کوتاهی از این آهنگ ، یعنی دقیقاً همون قطعه ای که ارباب افسانه ها اون رو با لطافت و شکوه بی انتها به اجرا در میاره ، یکی از نخستین وکالهایی بود که من در طول عمرم از مایکل جکسون کبیر به گوشم رسید . هرگز اون لحظه و اون احساس عجیب از یادم نمیره . محاله فراموش کنم که چگونه جریانی از گرما ، سرما ، عشق ، شعف ، دلهره ، هیجان ، ناباوری ، ستایش و دهها و دهها صفت متناقض دیگه در عرض ثانیه هایی کوتاه به روحم سرازیر شد . یادت میاد مایک ؟؟!! من که هیچ وقت یادم نمیره . میدونم تو هم یادته .
میدونم ... 
دلم میخواد با عمق وجود به نوسانات و وسعت بیش از حد صدای مینی ریپرتون در این آهنگ توجه کنید . دقت نمایید که مینی این آهنگ رو در واپسین روزهای عمرش و در حالیکه بیماری سرطان همه توان و قوای وجودیشو ازش گرفته بود با این حد از لطافت و زیبایی خلق کرده است . حالا دیگه خودتون حساب کنید عظمت و وسعت صدای او در زمان سلامتی و قدرتش تا چه اندازه بوده است ! درود بر روح بزرگ و مقاوم او ...

جسم بیمار و رنجور مینی ریپرتون 33 سال پیش در چنین روزی از میان ما رفت ولی داستان عشقش همچون نام زیبای آن آلبوم ستایش برانگیز تا ابد در این دنیا جاودان و باقیست . اکنون و پس از 33 سال ، دیگر جسم ارباب افسانه ها هم در این دنیای خاکی نیست و تنها افسانه عشق بی مانند او ، میراث و یادگار جاودان جهانیان است .
راستی این عکس رو به یاد میارید ؟!

حالا
فکر میکنم از این به بعد تا ابد جور دیگه ای به این صحنه نگاه کنید و برای
لحظه ای هم که شده ، نام و خاطره اسطوره ای شجاع و شکست ناپذیر به نام
مینی ریپرتون هم در یاد و خاطرتون تداعی بشه ... 


و کلام آخر :
خانم ریپرتون خوش صدا ؛ ارباب Maestro ی نازنینم :
روح بزرگتان مشمول رحمت و آمرزش حضرت کبریا ... 


* پاورقی :
خوشبختانه تا این لحظه که کسی متوجه شیطنت من نشده !! 
راستش
غیر از اون قطعه ای که مشخصش کردم ، غیر از همسرایی های زیبای ابتدایی و
تکرار جمله I'm In Love Again در انتهای آهنگ ، مایکل جکسون یک جمله دیگه
از این آهنگ رو هم به زیبایی و استادی هرچه بیشتر اجرا کرده و خونده که من
از قصد اون رو براتون مشخص نکردم تا خودتون بهم بگید اون کدوم جمله هستش .
دلم نیومد این پاورقی رو ننویسم و تو پست بعدی یه دفعه بیام بگم که چرا
دوباره کم دقتی کردید و از اینجور غر زدنها که حالتون گرفته بشه !!! گفتم
بذارید طفلکی ها رو راهنمایی کنم تا حتماً متوجه جواب بشند . خوب ، معطل چی
هستید ؟ جواب بدید ! 

تا بعد ...
Stay Tuned
! Let's Dance
سلام به همگی ...
شاید
اگه 3 سال پیش در چنین روزهایی ، خبری که دیروز به عنوان مهمترین خبر مطرح
شده در دنیای مایکل جکسون وارد مطبوعات جهان شد رو میدیدم خیلی دلگرم و
امیدوار میشدم اما امروز و بعد از گذشت همه اون فجایع ، افتضاحات و رسوایی
هایی که در خانواده بزرگ و بی در و پیکر جکسون رخ داده ، دیدن این خبر چندان تاثیری در حال و روز من نداره ... 
دارم در مورد خبر تقابل و رویارویی برخی از اعضای خانواده مایکل جکسون با عوامل بنیاد او صحبت میکنم :
همونطور که به وضوح در این متن میخونید ، برخی از جکسونها از جمله ربی ، تیتو ، جرمین ، رندی و جانت طی بیانیه ای اعلام کرده اند که وصیت نامه منتسب به مایکل از طرف عوامل بنیاد او قلابی و بی ارزش بوده و رئسای فعلی این بنیاد ، موجودات پستی هستند که مایکل جکسون از اونها متنفر بوده و هرگز مایل به دیدن مجددشان در طول عمرش نبوده است ! این جکسونهای مدعی که معلوم نیست چرا 3 سال بعد از مرگ برادرشان ، تازه فیلشان یاد هندوستان افتاده و فهمیده اند که آقایون (!!!!) سر پدر و مادر پیرشان و فرزندان جکسون رقصان کلاه گذاشته اند ادعا نموده اند که بنیاد پول بسیار بیشتری از قرارداد منعقده را به جیب مبارک زده و به دار و دسته مایکل جکسون ( البته طبیعتاً پرینس ، پاریس و بلنکت رو بامبول کرده اند !!!! ) پول و ثروت کافی نرسیده است !!
* آهان از اول این جمله آخر رو میگفتید !! پس دردتون اینه !! آخی !! آخی !!
مطابق
همه جریانات مرتبط با خاندان پاپا جو ، این بار نیز بخشی از برادران و
خواهران ساز مخالف زده و حاضر به همراهی با دیگر برادران و خواهران نشده
اند ! در تیم مخالفان میتوان به جناب جکی ( رفیق گرمابه و گلستان جان
برانکا !!! ) ، مارلون ( کبریت بی خطر خاندان !!! ) و سرکار خانم لاتویا (
بانویی که شعار جان برانکا قاتله ، ریاستش باطله (!!!)
ایشون گوش فلک رو کر کرده بود ) اشاره کرد !! معلوم نیست به چه دلایل
نامعلومی بانو لاتویا یک شبه منکر همه شعارهای ارزشی و انقلابی خویش گشته
اند !!! 

جکسونهای
مبارز (!!!) بیانیه داده و اعلام کرده اند که این بار در مبارزه با عوامل
پلید بنیاد (!!!) لحظه ای سازش و مدارا نکرده و تا به خاک و خون کشیدن
دودمان جان برانکا و جان مکلین قاتل دست از جهاد و مبارزه بر نخواهند داشت
!!! 


این
خنده ها از هزار تا شکلک خشم و عصبانیت ترسناک تر و وحشتناک تره . خدا و
مایکل جکسون و خواننده های این وبلاگ خوب میدونند که من تا به امروز حتی
کوچکترین توهین و کلام ناشایستی رو نسبت به هیچ کدوم از جکسونها حتی اگه تو
آتیش خشم ازشون در حال سوختن هم بودم به کار نبردم و این بار هم به مدد
همین اصل سعی میکنم کلام ناهنجاری رو در توصیف این برادران و خواهران بی
ارزش به کار نبرم چرا که در نهایت اونها از خون مایکل جکسون هستند اما فقط
خدا میدونه الان دلم میخواد چه کلماتی رو از ریز و درشت بار تک تک این
جکسونهای خوب و مهربون (!!!!) کنم ! 
دوست
دارم به سر اون مبارزین عدالت خواه (!!!!) فریاد بزنم که نامردهای بی وجود
، اون زمان که با هزار دلیل و مدرک ثابت شده بود وصیت نامه تقلبی و دروغیه
چرا لال شده بودید ؟؟ چرا وقتی اون همه نوشته و دلیل و مدرک دال بر تنفر
مایکل جکسون از جان برانکا و جان مکلین رو دیدید ، سکوت کردید و اجازه
دادید اون کفتارهای رذل عین لاشخور بیفتند رو سر امپراطوری بی انتهای مایکل
جکسون ؟؟ چرا اون همه نشونه و علامت رو که ثابت میکرد نام جان برانکای
کثافت در آخرین روزهای عمر مایکل جکسون به طرزی بسیار بسیار مشکوک و عجیب
وارد دار و دسته مایکل جکسون شد رو ندیده گرفتید ؟؟ چرا در جریان همه اون
خیانتهای هنری که بنیاد به نام حفظ میراث مایکل جکسون انجام داد سکوت کردید
و حرکتی ازتون سر نزد ؟؟ چرا اون موقع که آهنگهای احمقانه فیک به بزرگترین
خواننده تاریخ بشر نسبت دادند و اعضای خانواده جکسون رو نادون و احمق و
خرفت و کر و بی سواد خطاب کردند زبونتون نمیجنبید و حرفی نمیزدید و میرفیتد
با جان برانکا عکس یادگاری مینداختید ؟؟ اون موقع که صدای فریاد اعتراض
عاشقهای راستین مایکل جکسون گوش فلک رو کر کرده بود که ایها الناس ، اینها
صدای پادشاه ما نیست و صدای آقا بز لرزانه (!!!) ، چرا خفه شده بودید و به
کارشناسان استودیو رفته سونی (!!!!) لبخند میزدید ؟؟ چطور تونستید اینطور
بی شرفانه به عشق میلیونها عاشق مایکل جکسون خیانت کنید ؟؟ اونها فقط چراغ
امیدشون شما بودید اما شما بی همه چیزها ذره ای از اون همه فریاد مخالفت و
اعتراض حمایت نکردید ! یعنی اونقدر پست بودید که حتی به حرمت نام برادرتون
هم حاضر به گوش دادن به فریاد مخالفان نشدید آقایون و خانومهای موسیقی دان
حرفه ای ؟؟؟!!! یعنی حاضر شدید همه سابقه موسیقی خودتون رو هم به خاطر چند
دلار بفروشید ؟؟؟ تف به اون وجودتون ! راستی چرا وقتی طی اون دادگاه
فرمالیته و نمایشی مترسک سیاه ، هزاران هزار نکته مشکوک و بی پاسخ در مورد
حوادث منتهی به مرگ مایکل جکسون رو دیدید ، به فکر تحقیق و بازرسی سر نخهای
اصلی که همگی به دستهای کثیف پشت پرده منتهی میشد نیفتادید ؟؟ چرا عین
بزدلها سرتون رو پایین انداختید و از ترس قطع شدن حقوق و مستمری تون اون
همه جنایت و دسیسه رو نادیده گرفتید و با لبخند به مترسکی که با دستبند به
سمت میله های زندان میرفت نگاه کردید و با افتخار گفتید : عدالت اجرا شد
؟؟؟ چرا حالا به این فکرها افتادید ؟؟ آهان ، فهمیدم ! آقایون دیگه دارند
شماها رو هم دور میزنند و تنها تنها میخورند ، هان ؟؟!! دیگه حق السکوت و
رشوه شما به موقع فراهم نمیشه ، همینطوره آقای تیتو ؟؟ همینطوره خواهر
دلسوز و فداکار ؟؟ دیگه جان برانکا پهن هم بار شما نمیکنه ، نه ؟؟ باید هم
نکنه !!! حروم زاده اونقدر خورده و چاپیده که برای 7 نسل بعد از خودش هم
ثروت جمع کرده !!! معلومه که دیگه گردنش رو تبر هم نمیزنه !! حالا دیگه این
افعی پلید رو خدا هم نمیتونه از روی زمین برداره اون وقت شما فکر کردید 4
تا دادار دودور کنید ، جانی جون زرد میکنه و میگه غلط کردم ؟؟؟!!! کور
خوندید !! این بار بر خلاف همه عهد و پیمانها قبلیم با همه وجود بهتون میگم
: خاک بر سر همتون !!! 



* اصلاً تو از اول اون وسط چی کار میکردی ؟؟!! 

من که خوب میدونم آخر این داستان چیه :
این بار هم جانی دوباره یه کم سر کیسه رو شل میکنه و اون وقته که جکسونها و عوامل بنیاد دوباره از نو دوست میشند و همه چیز با عشق و صلح و دوستی به آخر میرسه ! به عبارتی :
*** لق مایکل جکسون !!! 

اما یه احتمال دیگه هم هست که جانی اونقدر دم کلفت شده باشه که دیگه حاضر به باج دادن به شماها هم نشه ؛ خوب این هم دو حالت داره :
یا
زورتون بهش میرسه و در نهایت کله پاش میکنید که حتی این حرکت هم ذره ای از
نظر من ارزش نداره چون انگیزه و دلیل کار شما ، نه حفظ نام و میراث مایکل
جکسون بلکه پول کثیفه و یا اینکه جانی اونقدر پشتش گرمه که سر تک تکتون رو
عین آب خوردن زیر آب میکنه ، براتون با عزت و آبرو مراسم یادبود برگزار
میکنه و آب هم از آب تکون نمیخوره ... درست عین مایکل جکسون !! پایان این
حکایت شرم آور تنها و تنها یکی از این گزینه هاست ... 

* کجایی مایک که میومدی تک تکشون رو با تیپا (!!!) سر جاشون میشوندی ؟؟!!
بخند ... بخند که باید حالا حالا ها تاوان خندیدن هاتو به دنیا پس بدی رفیق ... 


تا بعد ...
Stay Tuned
! Let's Dance
سلام بر دشمنان جهل و حماقت !
قبل از هر چیزی توجه شما رو به این خبر شرم آور جلب میکنم !
مادر
محترم مایکل جکسون (!!) فرموده اند از دیدن اقدام شرم آور فرزندانشون شوکه
، متعجب ، مایوس و عصبانی شده و همچنین از اقدامات وفادارانه ، خالصانه و
شگفت انگیز عوامل بنیاد در طول سه سال قبل قدردانی و سپاسگزاری نموده اند !



برای اونایی که شاید مثل من حافظشون ضعیف باشه و به یاد نیارند ، دو ماجرای قدیمی رو مرور خواهم نمود . لطفاً توجه بفرمایید :
1- پیرزنی که امروز زبان به مدح و ستایش سران بنیاد مایکل جکسون گشوده همان انسانیست که 3 سال قبل و در ماههای بعد از فوت مایکل جکسون به وضوح ادعا میکرد که مایکل به وی گفته بود که جان برانکا اموال وی را به سرقت برده و به او خیانت نموده است ! پیرزن ادعا میکرد که پسر فقیدش از جان برانکا متنفر بود و هرگز دلش نمیخواست او ( برانکا ) حتی برای یک بار دیگر پا به زندگیش بگذارد !!!
2- پیرزنی که امروز زبان به مدح و ستایش بنیاد گشوده همان انسانیست که بعد از انتشار آلبوم قلابی Michael در سال 2010 ادعا میکرد برخی آهنگهای این آلبوم صدای پسر فقیدش نیستند و عوامل مزدور این بنیاد شریف خیلی مودبانه و دوستانه به وی فرمودند : خفه شو پیرزن !!!!
خوب ، به نظر شما در مورد چنین موجودی به نام کاترین جکسون چه حکمی باید صادر کرد ؟!
یا
ایشون یک پیرزن فاقد عقل و درک و حافظه بوده ، به بیماری آلزایمر بسیار
شدید و هولناک مبتلاست یا اینکه یک پیرزن بی هویت ، سست عنصر ، نون به نرخ
روز خور و در نهایت خائن و بی وجود و بی ارزش است !!! از یک چنین مادر
شیرین عقل و چنان پدر زنباره عیاش مشنگی چون جوزف جکسون ، خلق جانورهای
دوپایی مثل برادران و خواهران مایکل جکسون چندان عجیب و غریب به نظر نمیرسد
!! فرزندانی که یا مانند جکی ، لاتویا و مارلون ، موجوداتی بی نهایت بزدل ،
بی وجود ، ترسو و مفتخور هستند یا موذمارهایی (!!!) هستند در مایه های
جرمین ، جنت و تیتو که اوج هفت خطی و هزار چهره بودن خود را در طول سالیان
سال با همه وجود و به استادی تمام به اثبات در آورده اند !! فرزندانی که
یکی از یکی بی شرف تر و بی ارزش ترند !!! 

اینو خوب میدونم و برام قابل قبوله که بسیاری از طرفداران مایکل جکسون چه در داخل ایران و چه خارج از ایران هنوز حتی به ذره ای از درک و فهم لازم جهت پی بردن به دسیسه های اطراف زندگی مایکل جکسون که در ژوئن 2009 منجر به مرگ این خواننده گردید دست نیافته اند . شاید خیلی از این طرفدارها هیچ وقت هم در طول عمرشون نتونند به این نقطه برسند . با این موضوع مشکلی ندارم که چرا بسیاری از طرفدارهای ساده لوح نمیتونند حرفهای من و امثال من رو در قبال موضوع مرگ مشکوک مایکل جکسون باور کنند . اشکال نداره که هنوز نمیتونند بفهمند که قاتل واقعی مایکل جکسون فقط کنراد موری زشت و بدترکیب نبوده !! فهمیدن این چیزها درک و شعوری خیلی بالاتر از اونی میخواد که خیلی از طرفدارهای پر ادعای وطنی و غیر وطنی امروز دارای اون هستند ! طرفدارها نمیتونند این حقایق هولناک رو باور کنند چون بنیاد ، قسم و آیه و سوگند میاره که ما راستگو هستیم و داریم به وظایف انسانی خودمون عمل میکنیم ! در مقابل همه این استدلالها ، من تنها یک سوال ساده از همه دنیا دارم :
شماها
چطور میتونید صداقت ، حقانیت ، قسم و سوگند و آیه موجوداتی رو باور کنید
که با بی همه چیزی تمام ، صدای خواننده ای آماتور رو به جای صدای مایکل
جکسون کبیر به دنیا تقدیم کردند و در همون ماجرا هزاران هزار دلیل و مدرک
ساختگی ارائه کردند که اینها صدای مایکل جکسون هستند و شما قادر به تشخیص
اون نیستید ؟؟!! شما چطور به سایر داستانهای کذایی موجوداتی که دروغی تا
این اندازه بزرگ را به عنوان حقیقت محض تحویل دنیا داده اند اطمینان دارید
؟؟؟!!! چطور باور میکنید در مورد قتل مایکل جکسون و اینکه مایکل خودش کنراد
موری را استخدام کرده بود حقیقت را مطرح میکنند ؟؟!! چطور داستان وصیت
نامه جعلی و توهین آمیز منتسب به مایکل جکسون را باور میکنید ؟؟ چطور باور
میکنید که جکسون خودش با میل و رضایت باطنی تعداد کنسرتهای لندن را از 10
به 50 اجرا افزایش داده بود ؟؟!! چطور باور میکنید که جان برانکا و جان
مکلین به خواست و میل باطنی مایکل جکسون در آخرین روزهای عمر کوتاه او به
زندگیش وارد شدند ؟؟!! چطور باور میکنید که کنراد موری اولین و آخرین
جنایتکار در پرونده قتل پیچیده و مرموز مایکل جکسون بوده است ؟؟ منشاء این
باورهای شما کجاست ؟؟ آیا غیر از بیانیه های پیاپی و پشت سر هم عوامل
گرداننده بنیاد اوست ؟! آیا اینها چیزی فراتر از ادعاهای تو خالی افرادیست
که صدای جیسون مالاچی را با همین قسم و آیه ها به عنوان صدای مایکل جکسون
تحویل شما دادند ؟؟ افرادی که اون بلاها رو سر آهنگ هالیوود مایکل جکسون
آوردند ؟ افرادی که در جریان انتشار بازی Experience ، آهنگ They Don't رو
اونطور کن فیکون کردند ؟؟ آیا اینها ادعاهای همون افراد دروغگو و بی وجود
نیست ؟؟؟ شما چطور میتونید حرفهای افرادی رو که دست به چنین فجایعی زده اند
چشم و گوش بسته باور کنید ؟؟؟ چرا فکر میکنید موجوداتی که اونقدر وقیحانه و
بی شرم در جریان آلبوم Michael دروغ گفتند نتونند وصیت نامه تقلبی به نام
مایکل جکسون درست کرده و دست به هزار بازی کثیف دیگه بزنند ؟؟؟ چرا
نمیتونید فکر کنید که دسیسه های اطراف نام مایکل جکسون بعد از مرگش اونقدر
زیاد بوده که داستان اون آلبوم فیک توش اصلاً به حساب نمیاد ؟!! چرا فکر
نمیکنید ؟؟؟ 
میخواید خیلی رک و بی تعارف بگم کدوم افرادی با حرفهای من مخالفند و با خوندن تک تک این جملات تا اعماق تهشون (!!!!) بهشون فشار میاد ؟؟؟!!
اون موجودات ابله و کند ذهنی که هنوز اون 3 آهنگ کذایی رو صدای مایکل جکسون میدونند !!!
بله خیلی جدی و قاطع این حرف رو میزنم ! ممکنه در نگاه اول افراد بگن چه ربطی داره اما اتفاقاً موضوع 100% هم ربط داره !!! فقط اون طرفدارهای نادون و هالو و خائنی با من مخالفند که هنوز بعد از یک دنیا هارت و پورت و زرت و زورت و ادعا ، فکر میکنند اون 3 آهنگ صدای مایکل جکسونه . در نتیجه قسم و آیه های بنیاد رو به صورت 100% احمقانه قبول داشته و باز در نتیجه چون آقایون در نظرشون افرادی صادق و راستگو جلوه کرده اند لذا در تمام موارد دیگه چشم و گوش بسته و گوسفند وار (!!!) از اونها تبعیت کرده و امثال منو دشمن پدر پدرسوخته خودشون قلمداد میکنند ! این اون چیزیه که به من آتیش میزنه ! این درد وجود منه که آخه چرا جهل و نفهمی تا این حد داره بیداد میکنه . حالا هم که به شکر خدا ، حرص و طمع و آز بی پایان جکسونهای نازنین (!!) اونها رو به خاطر پول در نقطه مقابل بنیاد قرار داده و شعله ور شدن آتش چند دستگی و اختلافات داخلی این خاندان مضحک ، موضوع را به افتضاح ترین درجه خود در طول سالیان گذشته رسانده است !
جالبه که در
این بین تک دختر مایکل جکسون هم به جمع فریب خوردگان و خائنین پیوسته و ضمن
حمایت قاطع از عملکرد جان برانکا و افراد مزدورش ، ننگ و رسوایی و شرم را
به بالاترین درجه ممکن رسانده است !!! 


البته
از دخترکی که تمام فکر و ذکرش در این سن و سال 7 قلم آرایش کردن و خیابون
گز کردن و عکس یادگاری با کریس براون و جاستین بیبر انداختن و قر و قمبیل و
شیشکی اومدن جلوی وب کم و قرار دادن تو یوتیوب و دادن توییتهای پشت سر هم
در توییتر هست ، بیشتر از این نمیشه توقع داشت !!! 


دیگه
دلم نمیخواد از این دخترک نادون حمایت کنم ! نه از خودش نه از همه کسانی
که تو دنیا از رفتارهای جلف و سبک سرانه اون حمایت میکنند . نه ! پاریس و
پرینس دیگه بچه نیستند ! چرا توی همه چیز عقلشون 80 برابر من کار میکنه اما
وقتی بحث بنیاد مایکل جکسون به وسط میاد هنوز بچه هستند و اشکالی نداره که
از اون حرومزاده ها حمایت میکنند ؟! به خدای یکتا قسم هنوز قبولش برام
سخته که چطور فرزندان مایکل جکسون بعد از اون جریان توطئه کثیف آهنگهای
قلابی اونطور لال شدند و صداشون در نیومد ! 
د
آخه بی معرفتها ، لال شدید ، ترسیدید ... هر کوفت دیگه ای که باعث شد
صداتون رو ببرید و فریاد خیانت سر ندید ... به جهنم ! دیگه چرا حمایت
میکنید ؟؟؟ به خدا دارم از شدت خشم میترکم !! اون وقت دختره بلند میشه لخ و
لخ و لخ میره این شو و اون شو با دستش قلب نشون میده و آی لاو یو ددی میگه
!!! 

د
آخه کند ذهن بدبخت ، این چطور عشقیه که هنوز صدای اون ددی ننه مردت رو
نمیشناسی ؟؟؟ چطور صدای ناب اون ددی خسته ای که شبها تا صبح توی گوشت با
لبخند لالایی میخوند رو فراموش کردی ؟؟؟ چطور از جان برانکایی حمایت میکنی
که ویرانگر نام و میراث ددیت بوده ؟؟؟ حیف از نام مایکل جکسون ! دریغ از
اون همه عشقی که به تو و اون 2 تا پسر بی خاصیت داد ! افسوس از اون همه
اشکی که به پای شما ریخت ! شرم به همتون که هرچی بی غیرت تو دنیا هست رو با
اعمالتون رو سفید کردید !! 



خلاص !!!




این پست ، نوشته خداحافظی من با همه افرادیه که در سطرهای بالا ازشون اسم بردم . از این ثانیه به بعد همشون برام مردند ! سرنوشت هیچکدومشون برام یک پاپاسی ارزش نداره . مرگ و حیات تک تکشون برام یکسان و مساویه . خدا رو شاهد میگیرم که تا نفس میکشم نامی از هیچکدوم از افراد خانواده جکسون در این وبلاگ نخواهید دید . و همینطور همه اون طرفدارهای بزدل و بی مایه ای که به هر علتی و به هر توجیهی از هر کدوم این افراد حمایت کنند برام از همین ثانیه مرده های متحرک به شمار میاند !
یک کلام ، ختم کلام :
این قطعنامه تا روزی که تغییری اساسی و همه جانبه در افکار و گفتار و اعمال جکسونها دیده نشه به قوت خودش باقیه !
* متاسفم ارباب اما همش به خاطر توئه ...
میدونم چطور روحت در رنج و عذابه ...
اینها کلمات و صدای توئه آقای جکسون !
The Voice Of The Voiceless
همونی که خوب بهم یاد دادی ... 



تا بعد ...
Stay Tuned
! Let's Dance
امروز غروب که بعد از یک روز سخت و خسته کننده کاری دیگه چشمم به تقویم رو میزی داخل اتاقم افتاد برای چند ثانیه چیزی رو که در مقابلم میدیدم باور نمیکردم ! بغض سنگینی توی گلوم نشست و در حالیکه چشمام پر از اشک میشد آهسته با خودم گفتم :
چطور
از یاد بردم ؟!! چطور فراموشش کردم ؟!! امروز 25 ام بود ؟؟!! یعنی 2 روز
گذشته ؟؟!! خاک بر سرم کنند !! حالا خوبه از 2 ماه جلوتر غم و درد روز 23
جولای روی قلبم سنگینی میکرد ! حالا خوبه کلی برای خودم یادداشت و ریمایندر
گذاشته بودم که در اولین سالگرد سفر غریبانش یادش رو با همه وجود و عشق
زنده کنم . آخه چطور تونستم اونقدر تو کار و گرفتاری های زندگی غرق بشم که
23 جولای رو از یاد ببرم ؟؟!! 


در
حالیکه داشتم از شدت عصبانیت میترکیدم با خشم گفتم : همش تقصیر اون
جکسونهای پست و مفتخور و بی ارزش و اون عوامل شیاد و کثیف بنیاد مایکل
جکسونه که با بلوا و آشوبی که طی هفته گذشته به راه انداختند ، باعث شدند
همه چیز از یادم بره ! قوای فکری و عقلی ارزشمندی که باید صرف به یاد آوردن
عشق و یاد اون محبوب نازنین میشد ، در راه مبارزه با اطرافیان بی ارزش
مایکل جکسون بی دلیل به هدر رفت ! 





هنوز رفتنت باورم نمیشه . هنوز نمیتونم نبودنت رو در این دنیای سرد و سیاه باور کنم . باور نمیکنم یک ساله که دیگه نیستی . دیرتر از من به این جهان اومدی و زودتر رفتی . چرا ؟! این اصلاً عادلانه نیست .
با
خودت چه کردی ؟ چرا رفتی ؟ دنیا باید برای دهه ها و دهه ها خودش رو برای
موفقیت های درخشان و خیره کننده تو آماده میکرد اما چرا تنها خاکستر و خاک
سهم تو از این دنیا شد ؟؟ لعنت به اون الکل کثافتی که تو رو از دنیای من
گرفت ! تو خودت خوب میدونی که قبل از تو عاشق هیچ هنرمند زنی نبودم و تا
ابد هرگز و هرگز نخواهم بود . تو اولین و آخرین عشق مونث من در عالم هنر
بودی و با رفتنت ، شعله ای دیگه از نورهای امید زندگیم رو تباه و خاموش
کردی . 

ایمی ! ایمی خجالتی و آروم و سر به زیر من !
یک ساله که دنیا بدون شیطنتهای کودکانت سرد و تاریکه !
به حقانیت و یگانگی تصویری که در بالای این صفحه میدرخشه سوگند میخورم که تا نفس میکشم از یاد نخواهمت برد ... سوگند میخورم ...



Amy Winehouse Tears Dry On Their Own Official Video :
Now , You Are History ... 
به یاد خاطرات فراموش ناشدنی دخترکی که تنها قدم میزد ...




تا بعد ...
Stay Tuned
! Let's Dance
سلام به همگی !
داستانی که امروز میخوام براتون تعریف کنم به قلم نویسنده و گزارشگری کهنه کار و قدیمی از شبکه خبری آسوشیتد پرس به نام باب توماس هستش که امیدوارم مورد توجه و علاقه شما عزیزان قرار بگیره . بی مقدمه و با هم حکایت امروز رو آغاز میکنیم :
باب توماس اینطور تعریف میکنه :
در یکی از شبهای واپسین سالهای دهه 80 میلادی ، در حالیکه خیلی دیر از سر کار به منزل رسیده و خسته و هلاک بودم ، صدای زنگ تلفن منو از جام پروند . با استرس به سمت تلفن رفتم و گوشی رو برداشتم :
سلام باب ! مایکل هستم !
چی ؟ مایکل ؟ مایکل جکسون ؟؟!! مگه ممکنه ؟؟
در حالیکه گیج و قاطی بودم ، شخص پشت تلفن جملش رو ادامه داد :
" شنیدم در مورد والت دیزنی کتابی نوشتی باب . درسته ؟ "
بله ، این خود مایکل جکسون بود ! این سوال دیگه جایی برای شک و تردید باقی نمیذاشت . با خودم گفتم : آخه مگه چند تا مایکل توی دنیا وجود داره که با این صدای نرم و نازک این موقع شب به یک آدم درب و داغون زنگ بزنه و ازش سراغ والت دیزنی رو بگیره ؟؟؟!!! فقط مایکل جکسونه که تا این حد عاشق دیزنی و تا این حد بی فکر و بی ملاحظست ! شکی ندارم که خود خودشه !
( 

)
مایکل جکسون خبر داشت که من کتابی در مورد دیزنی با عنوان :
نوشته ام . ازم پرسید : امکان داره با هم یه قرار ملاقات بذاریم تا من کمی
در مورد دیزنی ازت اطلاعات بگیرم ؟ باهاش موافقت کردم و قرار ملاقات تنظیم
و معین گردید .
سرانجام روز ملاقات فرا رسید و من در سالنی که
قرار شده بود ، منتظر مایکل جکسون باقی موندم . یکی از کارمندان به طرف من
اومد و بهم گفت : آقای جکسون به زودی برای ملاقات با شما حاضر خواهند بود .
انتظار تقریباً 20 دقیقه طول کشید و در کل اون مدت مجذوب تماشای تصاویر
جکسون در کنار تصاویر مشاهیری از جمله فرانک سیناترا ، رونالد ریگان ،
الیزابت تیلور و سایر افراد سرشناس بودم . سرانجام انتظار به پایان رسید و
مایکل جکسون در مقابل من قرار گرفت ! خودمون رو به هم معرفی کردیم و سپس من
به همراه او به سمت طبقه بالا و کتابخانه حرکت کردم . داخل کتابخونه ،
دیدن تصویر غول آسایی از دیزنی منو بهت زده و متعجب کرد . مایکل جکسون
حقیقتاً دیوانه ی دیزنی بود !!

صدای مایکل جکسون توجه منو از اون تصویر به موضوع مورد بحث جلب نمود :
" اجازه میدی صحبتهامون رو ضبط کنم باب ؟ "
جواب دادم : اگه برای اهداف تجاری نخواد استفاده بشه چرا که نه ؟
مایکل جکسون شروع به سوال کرد و من هر چیزی رو که طی مصاحبه هام با خود دیزنی و افراد نزدیکی که باهاش آشنایی داشتند به خاطر میاوردم رو بهش انتقال دادم . کمی بعد مصاحبه به انتها رسید و مایکل جکسون در حالیکه به وضوح در چهرش مشخص بود که از اطلاعات به دست آمده چندان راضی نیست ، با احترام کامل از من خداحافظی کرد و ما از هم جدا شدیم . به نظر میومد اون دنبال داستانها و مسائل خاص تری در زندگی و خاطرات دیزنی میگشت . با توجه به حجم کاری و مشغله های فراوون مایکل در اون سالها ، احتمال میدادم دیگه هرگز موفق به دیدنش نشم . به این ترتیب چند ماه سپری شد ...
دقیقاً چند ماه بعد ، درست شبیه به بار اول یک شب دوباره مایکل جکسون بی مقدمه با من تماس گرفت !
الو ؟ باب ؟ سلام ! مایکل هستم !!
در حالیکه با ترس و لرز خودم رو برای یک سوال آنچنانی دیگه آماده کرده بودم (!!) ازم پرسید :
" فکر میکنی هزل جورج هنوز زنده باشه ؟؟؟!!! "
*هزل جورج نام خانم پرستاری بود که برای سالیان سال از دیزنی پرستاری و مراقبت میکرد .
در حالیکه شدید خوابم میومد به مایکل جکسون گفتم : نمیدونم اما به زودی بهت اطلاع میدم . برای چی میخوای ؟
بهم گفت : " میخوام ببینمش و باهاش صحبت کنم ! "
از
آخرین باری که هزل رو زمان نوشتم کتابم در مورد دیزنی دیده بودم چند سال
میگذشت . همون زمان هم هزل یک زن سالخورده بود . به یاد میاوردم که هزل
تقریباً دچار فراموشی شده بود و واقعاً چیز چندانی از خاطراتش با دیزنی به
یاد نمی آورد . به علاوه اینکه پیززنی عبوس و بد عنق به نظر میرسید ! برای
همین به مایکل گفتم : مایک ! حقیقتاً نمیدونم آیا اون پیرزن بتونه کلید حل
معمای تو در مورد دیزنی باشه یا نه !!! (
)
چند روز بعد اطلاعاتی کسب کردم و فهمیدم هزل هنوز زندست و هنوز تو همون منزل قدیمی نزدیک به اقامتگاه دیزنی در Burbank زندگی میکنه . بلافاصله قرار ملاقاتی رو تنظیم کردم و روز ملاقات به همراه مایکل و نوارهای صوتی مصاحبه های قدیمیم با پیرزن به سمت منزلش به راه افتادم . با خودم گفتم شاید شدت آلزایمر باعث شده باشه اصلاً من و مصاحبه های قدیمیم رو به خاطر نیاره برای همین بردن اون نوارهای صوتی رو لازم و ضروری میدیدم .
سرانجام
به خونه هزل رسیدیم و وارد خونه شدیم . همونطور که حدس میزدم به نظر میومد
پیرزن اصلاً منو به یاد نمیاره چونکه خیلی عجیب و غریب و ترسناک بهم نگاه
میکرد !! اما زمانیکه مایکل جکسون وارد اتاق شد چهره پیرزن تغییر کرد و
لبخند گنگی به روی لبهاش نشست . بهم اشاره کرد از اتاق برم بیرون و در
نتیجه مایکل جکسون و اون در اتاق تنها موندند . من که حقیقتاً فکر نمیکردم
اون پیرزن غر غرو (!!) ، حرف با ارزشی برای گفتن به مایکل جکسون داشته باشه
!
وقعاً به یاد نمیارم صحبتهای اون دو نفر چند ساعت طول
کشید ولی اونقدر کش اومد که دیگه واقعاً حوصلم سر رفت . خیلی دلم میخواست
بدونم پیرزن داره چه داستانی رو تعریف میکنه که تا این حد از نظر مایکل
جکسون جذاب و شنیدنی به نظر میرسه !!
سرانجام انتظار به پایان رسید و مایکل با شادی و لبخند از اتاق خارج شد . اونها حتی داشتند با هم عکس یادگاری مینداختند . باورم نمیشد !!

موقع خداحافظی ، پیرزن رو به مایکل کرد و بهش گفت :
بازم بیا بهم سر بزن . اما این دفعه ، اینو ( منظورش به من بود !) همراه خودت نیار !!
نگاه غضب آلود پیرزن بهم همه چیز رو فهموند ! مایکل در حالیکه با عشق هزل رو در آغوش گرفته بود ازش خداحافظی کرد و با آرامشی که کمتر در صورتش دیده بودم همراه با من جهت بازگشت به منزل سوار اتوموبیل شد . بعد از اون روز دیگه هرگز مایکل جکسون رو ندیدم ...
( 

)
اونقدر این داستان ساده و کوتاه ، عمیق و سرشار از درس و معنی و حکایته که فقط بهترین کار رو سکوت میبینم ...
دریغ از اون همه افسون و عشق و داستان و جادو که بی صدا در زیر خروارها خاک آرمید ... افسوس ... 


I Believe In Magic ...
تا بعد ...
Stay Tuned
! Let's Dance