سلام دوستان نازنین عاشق من . حالتون چطوره ؟ 
نوشته
امروز ، خاطره یک مادر بزرگوار و عاشقه که سالهای ساله پسرش رو از دست
داده . درباره این مادر و فرزند تو سال 2009 و در نخستین ماههای بعد از مرگ
مایکل جکسون به اختصار مطالبی رو از طریق نخستین وبلاگ پادشاه جاودان
تقدیم علاقمندان کرده بودم . امروز و در این پست ، داستان این مادر رو یک
بار دیگه و با جزئیات کاملتر برای عاشقان مایکل جکسون کبیر روایت خواهم
نمود . پس مثل همیشه ادامه مطلب رو با " عشق " مطالعه بفرمایید :
کارن ویلسون درست چند روز بعد از مرگ مایکل جکسون کبیر در سال 2009 میلادی داستانش رو اینطور آغاز میکنه و میگه :
داشتم
از یک سفر تجاری به Tulsa بر میگشتم که یه دفعه خبر درگذشت مایکل جکسون در
روز پنجشنبه به گوشم رسید . شنیدن این خبر ویرانگر ، خاطرات به یاد ماندنی
و شگرفی از پسرم دیوید رو یه بار دیگه از نو در ذهنم زنده
کرد و به خاطرم آورد که مایکل جکسون تا چه اندازه خاص و شگفت انگیز با او (
دیوید ) برخورد میکرد . مرگ دیوید تراژدی وحشتناک زندگی من بود و شنیدن
خبر درگذشت مایکل جکسون یه بار دیگه قلبم رو سنگین و پر از درد نمود . (
)
دیوید
14 ساله برای نخستین بار در سال 1984 میلادی در حالیکه به بیماری حاد و
شدید عفونت مثانه مبتلا بود ، مایکل جکسون رو در منزل شخصیش در کالیفرنیا
ملاقات نمود . این ملاقات در حقیقت بخشی از سفر یک هفته ای دیوید به
کالیفرنیا به حساب میومد که از طرف سازمانی که کارش برآوردن آرزوهای کودکان
بیمار و لاعلاجه ، برنامه ریزی و اجرا شده و مخارج اون تماماً از طرف شخص
مایکل جکسون پرداخت گشته بود .
طی بعد از ظهری که در اون دیوید مهمون منزل شخصی مایکل جکسون در کالیفرنیا بود ، پسرک به همراه مایکل جکسون در آمفی تئاتر واقع در عمارت انسینو فیلم تماشا کرد ، همراه با جکسون مشغول انجام بازیهای کامپیوتری شد و حتی از او یاد گرفت که چطوری رقص مونواک رو به اجرا در بیاره !
دیوید در دفترچه خاطراتش راجع به انجام بازیهای کامپیوتری با مایکل جکسون اینطور نوشته :
باهاش 2 دست بازی کردم و هر دو دست ، شکستش دادم !! (
)
این
سفر و ملاقات ، زمانی برای دیوید خاص تر و خاطره انگیز تر شد که مایکل
جکسون ، ژاکت چرمی قرمز رنگی که در ویدئوی Beat It به تن کرده بود ، همراه
با دستکش سفید پولک دوزی شده زیبایی که اون رو در شب مراسم American Music
Awards 1984 بر دست داشت و توی اون شب ، 8 جایزه افسانه ای رو از آن خودش
کرده بود به دیوید هدیه داد ! (
)
کارن به خاطر میاره و میگه :
یادمه
دیوید در کل مدت زمان پرواز تا Tulsa ، کت مایکل جکسون رو به تن داشت و
دستکش رو توی دستش کرده بود ! او از خوشحالی توی آسمونها سیر میکرد ... 

کارن ادامه میده و میگه :
دیوید که در اون زمان دانش آموز کلاس هشتم مدرسه Nimitz بود به علت وخامت حالش مستقیماً بعد از بازگشت از کالیفرنیا به بیمارستان منتقل شد . در طول مدتی که دیوید در بیمارستان بستری بود مدام کت و دستکش مایکل جکسون ، همراه با عکسی که همراه با او انداخته بود رو با افتخار به عیادت کنندگانش نشون میداد .
دیوید یک ماه بعد درگذشت ... 
کارن تعریف میکنه و میگه :
مایکل جکسون شادترین ماه عمر من و پسرم رو در ماه آخر حیات دیوید بهمون هدیه کرد . دیوید با شادی و خوشحالی بسیار زیاد دیده از این جهان فرو بست . من مطمئن هستم که این ملاقات ، تاثیر بسیار عمیقی بر روی خود مایکل جکسون هم به جا گذاشته بود چرا که او بعدها آلبوم Victory جکسونها رو به دیوید تقدیم نمود .

کارن
ویلسون در سالهای بعد از درگذشت دیوید سعی کرد راه و مسیر مایکل جکسون رو
در زندگی فردیش با همه قدرت ادامه بده . او در همه حال مدافع قدرتمند و
سرسخت مایکل جکسونی باقی موند که بارها و بارها در زندگیش با انواع تهمتها و
اتهامات مربوط به آزار و اذیت کودکان مواجه گردید ... (
)
ویلسون در ادامه صحبتهاش میگه :
علی رغم همه اون مهملاتی که درباره او ( مایکل جکسون ) تو سالهای بعد در رسانه ها گفته شد ، ما هیچ وقت از او هیچ عمل ناشایستی مشاهده نکردیم . من هرگز ، هرگز و هرگز هیچکدوم از اون شایعه ها رو در مورد مایکل جکسون باور نکردم و نخواهم نمود . با اینکه مایکل بارها و بارها با پسر من تنها بود اما هیچ وقت هیچ اتفاق زشت و ناشایستی رخ نداد . من حقیقتاً حتی ذره ای از اون حرفها رو باور نخواهم کرد .
کارن
ویلسون میگه همه عکسها و یادگاری هایی که از مایکل جکسون به دست آورد رو
طی تمام این سالها با همه وجود حفظ و نگهداری کرده و شاید جالب باشه که
بدونید او هنوز ژاکت Beat It و دستکش پولک دوزی شده مایکل جکسون رو پیش
خودش نگه داشته ! (
)
کارن در مورد این گنجینه ارزشمند و گرانبها میگه :
اونها
رو سالهای ساله که توی کمد گذاشتم و درش رو قفل کردم . احتمالاً بعد از
این همه سال باید کلی کهنه و قدیمی و پوسیده شده باشند و واسه همین نمیتونم
درشون بیارم و زیاد دستمالیشون کنم چون ممکنه نابود بشن . ( 

)
کارن داستانش رو با این جملات عمیق و تکان دهنده به انتها میرسونه :
چهارشنبه شب ، یعنی درست ساعاتی قبل از مرگ مایکل و بعد از پایان ماموریت کاریم ، در جمع دوستان و همکاران تو یک مهمونی صمیمانه داشتم مثل همیشه با یکی از آهنگهای مایکل جکسون برای حاضرین میرقصیدم . گوش دادن به آهنگهای مایکل جکسون همیشه به من فرصتی رو میده که بتونم برای دیگران از داستان ملاقات پسرم دیوید با مایکل جکسون صحبت کنم . نمیدونم لحظات و ثانیه های از حالا تا انتهای عمرم رو در دنیایی خالی از مایکل جکسون چطوری سپری کنم ؟ فقط این رو با همه وجود باور دارم که هرگاه تا لحظه ای که زنده هستم صدای آهنگی از مایکل جکسون به گوشم برسه ، قلبم با عشق و قدرشناسی نام او را صدا خواهد نمود ...
Rest In Peace Michael Jackson ... 



تا بعد ...
Stay Tuned
! Let's Dance
مایکل جکسون !
ازت ممنون و سپاسگزاریم که با مهربونی ِخودت به زندگی ما برکت و نور بخشیدی . این لحظه برای ابد در قلبها و خاطرات ما جاودان خواهد بود .
(خطاب به تو ) به نیابت از همه طرفدارانت در سراسر گیتی :
امیدوارم روزی همه ملیتها و نژادها بتونند از طریق موسیقی تو به صلح و آرامش واقعی دست پیدا کنند . ممنونیم که برای حفاظت از کودکان جهان حاضر بودی . تو پیتر پنی بودی که بدون وجود تو ما چیزی به جز کودکان گمشده در این عالم نمی بودیم . با همه وجود عاشقتیم . برکت خداوند به روح پاک و بلند مرتبه تو باد !
* Nadege ( سمت چپ ) و Barbara ( وسط ) ، طرفدارانی از فرانسه *

به یاد خاطره شیرین ملاقات Nadege و Barbara با مایکل جکسون کبیر ؛ 24 فوریه 1996 میلادی در دیزنی لند پاریس ... 


با سپاس بی انتها از این دو عاشق قدرشناس و وفادار فرانسوی ...
تا بعد ...
Stay Tuned
! Let's Dance
مادر ِ زمین به آدمها گفت:
که شبهای سرد میتوانند گرم شوند
تنها کافیست به برادرت ملحق شوی
این ، به راستی سرپناهی جهت حفاظت تو از طوفان خواهد بود
اگر در تابش نور خورشید ایستاده ای
اما هنوز باران روی سرت میبارد
اجازه بده در قلبت جرقه ای به وجود آید
چرا که ( جرقه عشق ) میتواند شعله ها را برافروخته نماید
پس بگذار این آتش عشق به درخشانی شعله کشد
عشق ، این نور ابدی و جاودان !
بگذار این شعله برای همیشه و تا ابد بسوزد و زبانه کشد
اجازه بده عشق ما را به یکدیگر نزدیک نماید
بگذار این عشق بدرخشد و شعله کشد
عشق ، این نور ابدی و جاودان !
بگذار دستهایمان را در دستان یکدیگر نهیم
و زنجیری بسازیم که تا ابد پیوسته باقی ماند
افراد ساکن و بی حرکت ، غبار رویشان را خواهد پوشاند
* عدم وجود عشق = نشستن گرد غم و درد و غبار و اندوه و مرگ بر روی قلب انسان !
ایستادن ( طولانی ) زیر باران باعث فرسودگی و فرسایشست !
* بارون در این شعر = تشبیهی از حضور درد و غم و اندوه و ماتم در آسمان زندگی !
بگذار تنها محبت و مهربانی را به دنیا نمایش دهیم
این زمانیست که ما بیاموزیم
که فردایی زیباتر و بهتر در انتظار ماست
و در مقابل ، سهم و پاداش ما از این عالم " عشق " خواهد بود ...
نور جاودان : مایکل جکسون کبیر



امروز صبح در حالیکه مثل همیشه صدای مایکل جکسون توی گوشم میپیچید و روزم مثل همیشه با نوای موسیقی مایکل جکسون آغاز شده بود ، توی مترو ایستاده و به سر کار میرفتم . آهنگ پشت آهنگ و ملودی پس از ملودی ! تا یک دفعه نوبت به همین آهنگ رسید : نور جاودان !
شروع این آهنگ باعث شد تا
در کسری از ثانیه یه دفعه اون حس عجیب و غریب و آشنا بعد از مدتهای طولانی
همه وجود و روح و قلبم رو تسخیر کنه . برای این حس کهنه و قدیمی ، هیچ نامی
سراغ ندارم و کلماتم ، قدرت تحلیل و توضیح اونو نداره . فقط میتونم خیلی
ساده توضیح بدم که تو اینجور لحظه ها ، ناگهان عظمت و اوج مفهوم واژه مایکل جکسون
بر روی وجودم سایه میندازه و و همه روح و قلب و احساسم ، تسلیم و مسحور
نام ارباب افسانه ها میشه : یه حسی آکنده از غرور بی انتهای عاشقی مایکل
جکسون و افتخار بی پایان خدمتگزاری به او طی عمری طولانی ؛ دلتنگی عمیق و
وحشتناک هزاران هزار خاطره تلخ و شیرین در راه عاشقی او و لمس حضور جاودانش
در نزدیکترین فاصله به خویشتن ِ خویش !! 


چقدر
عجیب و تکان دهنده و هولناک بود که این احساس دوست داشتنی مرموز آشنا ،
درست با شروع این آهنگ بینظیر روی قلبم هاله افکنده بود : آهنگ نور جاودان
!! 

در
یک آن و با همه لذت و شادی موجود در پهنه گیتی ، چشمهام رو به آرومی روی
هم گذاشتم و به آهستگی توی دلم گفتم : نور جاودان من تا ابد فقط تویی ارباب
! نوری که با تابشش به افق زندگیم ، برای ابد همه ترسها و سیاهیها رو از
آسمون زندگیم زدود و نابود کرد . 
در حالیکه قدرتی جنون آسا برای رقص بی انتهای عاشقی و خدمت رسانی بی پایان به یگانه سرور و فرمانروای زندگیم ، مایکل جکسون کبیر در وجودم احساس میکردم ، نفسی عمیق کشیدم و در وجودم خطاب به او زمزمه کردم و گفتم :
من
هنوز اینجام مایکل جکسون ! من متوقف نمیشم ارباب ! هرچی بلا که به سرم توی
راه عشقت اومد ، تنها از من هیولایی قدرتمندتر و توقف ناپذیر تر ساخت ! تو
میدونی که من چه قدرت و انگیزه و توانی برای نبرد در راه تو در وجودمه
مایکل جکسون ! پس دستهام رو رها نکن ! نور جاودانت رو لحظه ای از زندگیم
دور نکن ! به سرباز خستگی ناپذیر سرسپردت لبخند بزن ! قدرتم رو هر آن و هر
لحظه به عشق خودت بیشتر و بیشتر کن ارباب ... 


آهنگ Eternal Light با صدای مایکل جکسون جلو میرفت و من چشمهام همچنان بسته بود . در همون حال لبخندی کمرنگ بر روی لبهام شکل گرفت و همزمان چشمهام رو باز کردم که یک دفعه درست در یک قدمیم و جلوی صورتم ، نگاهم به این صحنه وحشتناک افتاد :




فقط
تونستم در یک آن دست چپم رو با همه قدرت بذارم روی دهنم و چشمهام رو از نو
ببندم و پلکهام رو با همه قوا فشار بدم و سرم رو به سمت سقف مترو بالا
بگیرم تا نکنه در یک آن بغضم با همه وجود بترکه و توی اون شلوغی و هیاهوی
صبح مترو ، آبرو و حیثیتم به باد فنا بره !!! 
در
حالیکه سعی میکردم صدای بغضم رو توی گلوم خفه کنم ، جاری شدن قطره های اشک
رو که به زور سعی میکردند از زیر فشار پلکهام یه راهی برای خودشون به روی
صورتم پیدا کنند رو روی گونه هام احساس میکردم !! 

به
سرعت سعی کردم با آستین دست راستم صورتم رو خشک کنم و تا اونجاییکه ممکنه
به خودم مسلط بشم . هرچند این کار تو اون لحظات و با اون حس عجیب و وصف
نشدنی ، عملی محال و غیر ممکن به نظرم میومد ... 


و
وقتی تونستم سرانجام بعد از ثانیه هایی به خودم مسلط شده و جلوی بارش اشک
چشمهام رو بگیرم ، طبیعتاً اولین کاری که انجام دادم انداختن عکس از این
سوژه ناب و بی همتا برای شما عزیزانم بود ! 

مایکل جکسون ، امروز یه بار دیگه و بعد از مدتها ، در لحظاتی که وجودم بیشتر از هر زمان دیگه توی عمرم آکنده و لبریز از غرور و افتخار و شادی ِعشق بود ، با قدرتی بی همتا و توصیف ناپذیر بر من حلول نمود و به آهستگی در گوشم زمزمه کرد :
بهت ایمان دارم ! دلتنگم نباش ! من هر آن در کنارتم ! بهت میبالم و با همه وجود عاشقتم !
لحظه ای از تکرار نام من در این عالم دست بر ندار ! زمانی برای خستگی و توقف در کار نیست ! پس پیش به سوی ابدیت و فراتر از آن ... 


خوب ؛ حالا کدوم عاقلی جرات داره به این فکر کنه که Ali_MJfollower رو میشه متوقف کرد و حتی یک ثانیه از خدمت به مایکل جکسون بازداشت ؟؟؟؟!!!! 


بزن بریم ارباب !!! 



تا بعد ...
Stay Tuned
! Let's Dance
سلام به همگی عزیزان . وقتتون بخیر ... 
موضوع
نوشته امروز ، خاطره ای دیگه از ارباب جاودان افسانه هاست . خاطره ای به
روایت یک رهگذر دیگه که این سعادت رو داشته برای لحظات و دقایقی مهمان قلب
بزرگ و عاشق مایکل جکسون باشه و از همون همنشینی کوتاه و مختصر ، خاطره ای
فراموش نشدنی و زیبا داره که دلش میخواد اون رو با عشق با همه دنیا قسمت
کنه . خوب ، من هم به رسم وظیفه و رسالت شغلی خودم مثل همیشه این خاطره
زیبا و فراموش نشدنی مایکل جکسون رو با عشق با عاشقان مهربونش در سراسر
دنیا قسمت میکنم . امیدوارم از شنیدنش لبخندی عاشقانه به روی صورتهای
مهربونتون بیاد دوستان عزیزم ... 
پس این شما و این داستان آقای Loren Ridinger :
لورن که یکی از مدیران مالی و وکلای امور بازرگانی امریکاست تعریف میکنه و میگه :
خوب به یاد دارم که اولین بار مایکل جکسون رو شبی در منزل Al Malnik در یک مهمانی صرف شام ملاقات کردم . Al از دوستان خانوادگی نزدیک من و خانوادمه . اونطور که مطلع شده بودم روابط مالی و بازرگانی ، مایکل جکسون رو در اون سالها به Al نزدیک کرده و پیوند عاطفی و دوستی عمیقی رو بین اون دو مرد ایجاد نموده بود .

مایکل جکسون در کنار Al Malnik در یک مهمانی خانوادگی سال 2002 میلادی ...
Al و همسرش اون شب من و همسرم JR و دخترم Amber رو جهت آشنا ساختن ما با مایکل جکسون و فرزندانش به خونشون دعوت کرده بودند . امکان نداره تا زمانیکه زنده هستم خاطرات اون شب رو برای خودم مرور کنم و به خاطر نیارم که او ( مایکل جکسون ) تا چه اندازه عاشق فرزندانش بود . مایکل جکسون حقیقتاً با همه وجودش به اون 3 کودک افتخار میکرد . خوب یادمه وقتی بچه ها برای ما اون شب اجرای Three little monkeys sitting on a bed رو به نمایش در آوردند ، مایکل جکسون چطور نیشش تا بنا گوش باز شده و با چه لذت و افتخاری به پرینس و پاریس نگاه میکرد ! مایکل اون شب دائماً با دیدن فرزندانش لبخند و قهقهه میزد و خوب میدونست که چطور عشق و افتخارش به کودکانش رو علنی کنه و به نمایش در بیاره .

لورن در کنار خانواده و مایکل جکسون ...
اون شب و در زمان صرف شام مایکل جکسون برای ما از هر دری صحبت کرد : از کودکی گمشده و از دست رفتش تا روابطش با خواهرش جنت جکسون . مایکل تعریف میکرد که جنت ، حقیقتاً همواره تا چه اندازه شگفت انگیز بوده و تا چه اندازه نسبت به موضوعات مرتبط با شخص مایکل جکسون با دقت و حساسیت برخورد مینموده است . وقتی مایکل جکسون حرف میزد ، احساس میکردی که او حقیقتاً داره از عمق قلبش باهات صحبت میکنه تا اون حد که میتونستی از توی کلامش ، اوج درد و رنجی رو که او طی عمر کوتاهش در این عالم لمس و تجربه کرده بود رو به خوبی احساس کنی . من اون شب و از نزدیکترین فاصله تونستم احساس کنم که کودک درون مایکل جکسون در تمام طول عمرش چطور به سختی کوشید و تلاش کرد که بتونه خودش رو از قید و بند و هنجارهای دنیای بزرگسالان خلاص کنه و به آرامش و رهایی دست پیدا کنه . دیدن صحنه هایی که او با همه عشق و شادی همراه با دخترم Amber و سایر بچه ها قایم موشک بازی میکرد و از ته دلش در بازی با اونها خنده سر میداد و درست به اندازه بچه ها از اون تفریح ساده و پیش پا افتاده لذت میبرد ، من رو به شدت تحت تاثیر قرار میداد .
گوش دادن به
صدای کلمات مایکل جکسون در هنگام صحبت کردن حقیقتاً به اندازه گوش کردن به
موسیقی او لذت بخش و شادی آفرین بود چرا که او همواره با همه عشق و از
اعماق قلبش برای خانوادش ، دوستانش و طرفدارهاش صحبت میکرد . او در آن شب
داستانهایی رو برای ما تعریف کرد که گویی ما یک عمر وی را میشناختیم . او مهربان ، با شکوه و در هر چیزی ، به یاد ماندنی و فراموش نشدنی بود ... (
)

لورن در کنار همسرش JR
اما در کنار همه این داستانها ، چیزی که اون شب رو بیش از هر چیز دیگه خاص و فراموش نشدنی و تا حدودی مضحک و خنده دار میکنه ، داستان شلوار منه !!! داستان از این قراره که شلواری که من اون شب به پام بود به طرز عجیبی مایکل جکسون رو به یاد شلوار مشهورش در ویدئوی BAD می انداخت و این اول دردسر و داستان برای من بود !!! مایکل جکسون اونقدر از شلوار من خوشش اومد که توی جمع از من درخواست کرد که اگه ممکنه چند دقیقه ای شلوارم رو بهش قرض بدم تا اون یه امتحانی بکنه !! از شنیدن این درخواست مایکل جکسون به شدت دستپاچه و شرمنده شده و هیچ حرفی برای گفتن در اختیار نداشتم . از طرف دیگه خانواده خودم و Al هم به شدت منو به انجام این عمل تشویق میکردند ! اونها دائماً بهم میگفتند :
هی ، یالا ! زود باش شلوارت رو در بیار بده مایکل جکسون بپوشه !!! ( 

)
وقتی
با این حد از اصرار و تقاضای جمع مواجه شدم در نهایت علی رغم میل باطنیم
قبول کرده و به مایکل جکسون گفتم : باشه . من میرم داخل حمام ، شلوار رو در
میارم میدم بهت بپوشی و بعدش اون رو بهم برگردون . باشه ؟! مایکل هم
چشمانش برقی زد و با خوشحالی تمام پیشنهاد من رو پذیرفت و تشکر کرد .
بلافاصله رفتم داخل حمام ، شلوارم رو در آوردم و از لای در اون رو یواشکی
به دست مایکل داده و خودم اونجا منتظر بازگشت مایکل جکسون باقی موندم !
وقتی که یک 10 دقیقه ای سپری شد و خبری از مایکل جکسون و شلوار من به دست
نیومد ، کم کم نگرانی و اضطراب منو فرا گرفت . خیلی دلم میخواست برم اون
بیرون و ببینم اوضاع از چه قراره اما اونطوری و با اون شرایط چطوری
میخواستم از حمام خارج بشم ؟؟!! (
)
به شدت مشغول تفکر و چاره اندیشی بودم که ناگهان صدای تقه آهسته ای بر درب حمام رو شنیده و بعدش با شنیدن صدای نازک مایکل جکسون از پشت درب فهمیدم که به دردسر وحشتناکی افتاده ام !!
مایکل جکسون :
اوه لورن ! من عاشق این شلوار شدم ! خواهش میکنم ، خواهش میکنم ، خواهش
میکنم اون رو بده به من !! من به جاش شلوار خودم رو بهت میدم تا پات کنی و
بتونی تا خونه بری !!! (
)
خوب
، به نظرتون من چی میتونستم بگم ؟! مایکل جکسون افسانه ای میخواست شلوار
منو داشته باشه و از اون مهمتر ، او چنان قلبم رو تصاحب کرده بود که حتی
تجسم نه گفتن بهش رو هم نمیتونستم توی ذهنم داشته باشم . چاره ای نبود .
معامله انجام شد !! من در مقابل شلوار مایکل جکسون رو پوشیدم و به سرعت از
حمام زدم بیرون !! وقتی از حمام در اومدم با چشم خودم دیدم که او چطوری
درست عین یک بچه شلوار منو توی پاش به تک تک افراد خونه نشون میده و ازشون
تایید میگیره که اون شلوار جدید تا چه اندازه بهش میاد و اونو خوش تیپ کرده
!! من هم چاره ای نداشتم جز اینکه متقابلاً با شلوار مایکل جکسون توی خونه
چرخ زده و نمایش خودم رو با شلوار او در جلوی چشم افراد خانواده به اجرا
در بیارم !!! ما اون شب یه دنیا خندیدیم و لحظات فراموش نشدنی و زیبایی رو
پشت سر گذاشتیم ... (
)
من در زندگیم بی نهایت خوشبخت بودم که موفق شدم بعد از اون شب بارها و بارها مایکل جکسون رو ببینم . ما هر دفعه درست عین همون نخستین باری که همدیگرو در منزل Al ملاقات کرده بودیم کلی خندیدیم و اوقات خوشی رو سپری کردیم . او همیشه بی نهایت دوست داشتنی و شگفت انگیز بود . او همواره نگران جهان و مردمان کره زمین بود . من یقین دارم که تا انتهای تاریخ ، مایکل جکسون دیگری در گیتی ظهور نخواهد نمود . او دنیای موسیقی رو برای همیشه متحول نمود و کلیه موانع رو از سر راه حذف کرد و به دنیا نشون داد که هیچ چیزی در این عالم نمیتونه مانع از این بشه که او به هدفی که تمام تمرکز و فکرش رو برای رسیدن به اون اختصاص داده ، دسترسی پیدا کنه . مایکل جکسون مسیر پیشرفت و ترقی رو برای بسیاری از هنرمندان بعد از خودش صاف و هموار نمود و به همه ما انسانها این باور و طرز فکر رو آموخت که اگه مردم به اندازه کافی یکدیگر را دوست داشته و به قدر لازم به فکر حال و روز همدیگه باشند ، ما در کنار یکدیگر قادر به نجات و شفای دنیا خواهیم بود . تا ابد نخواهم فهمید چطور برخی از موجودات دنیا تونستند تا اون حد مایکل جکسون رو نا امید کرده و همه درسها و کلماتش رو از یاد ببرند . کلماتی که اونها رو با عشق در موسیقیش برای جهان به یادگار گذاشت . کلماتی که قلبها و روحهای ما را تا ابد تسخیر خودش کرد . مایکل جکسون دنیا را تبدیل به مکانی بهتر برای زیستن نمود . مایکل جکسون دریچه های قلب بزرگش رو از طریق موسیقی به روی همه جهان گشود و تنها به سبب حضور و بودن او در این عالم ، زندگی ما انسانها دیگر هرگز همانند دوران پیش از او نخواهد بود ...




تا بعد ...
Stay Tuned
! Let's Dance
سلام به همه دوستان و یاران گرامی و عاشق ... 
2 روز دیگه یعنی 17 ام ماه می سال 2013 میلادی ، نخستین سالگرد درگذشت و خاموشی ابدی بانوی بزرگ و هنرمند بی نظیریه که دنیای موسیقی تا ابد مدیون نام او و هنر مثال زدنی و بی مانندش باقی خواهد موند :
ملکه بی رقیب و جاودان Disco ؛ خانم Donna Summer ... 

به مناسبت فرا رسیدن سالروز این فاجعه دردناک و غم انگیز و به منظور پاسداشت یاد و نام و خاطره این بانوی ارزشمند و نازنین ، ویدئوی کوتاهی از مراحل ضبط یکی از شاهکارهای ملکه دیسکو با عنوان State Of Independence رو تقدیم حضور شما خوبان و نازنینان میکنم .
امیدوارم دیدن چهره افراد آشنا و دوست داشتنی داخل این ویدئو خصوصاً ارباب افسانه ها ، مایکل جکسون کبیر ، لبخند شادی و رضایت رو به لبهای شما دوستان عزیزم هدیه کنه ! 
تقدیم
به همه طرفداران ویدئوهای مایکل جکسون داخل Recording Studio و تقدیم به
بزرگترین طرفدار موسیقی دیسکو در کل کره زمین ، Ali_MJfollower !!! 



Long Live The Queen Of Disco & The Disco Kid ...!! 


تا بعد ...
Stay Tuned
! Let's Dance