مایکل جکسون ارباب افسانه ها

مایکل جکسون ارباب افسانه ها

مایکل جکسون پادشاه جاودان
مایکل جکسون ارباب افسانه ها

مایکل جکسون ارباب افسانه ها

مایکل جکسون پادشاه جاودان

رقص در بهشت ...

18 نوامبر ! امروز 18 نوامبره !


باورم نمیشه 18 نوامبر اومده باشه و من از چند شب قبلش منتظر فرا رسیدنش نبوده باشم ! باورم نمیشه برای اولین بار تو تموم این سالها ، مناسبتی به این مهمی رو از یاد برده باشم ؛ سالروز انتشار آلبوم Number Ones ، انتشار آهنگ One More Chance در سال 2003 و آغاز اتهامات کودک آزاری مایکل جکسون در همون سال و در همون روز رو . روزی که ناپاک ترین قدمهای عالم ، زیباترین زمین خداوند بر روی زمین را لگدمال و آلوده نمودند ؛ روزی که ارتش خونخوار و جانی پلیس کالیفرنیا ، نورلند ِمایکل جکسون را تاراج و نابود نمود . سرباز فراموشکار مایکل جکسون این روز رو از یاد برد !! اونقدر درد دارم که دلم میخواد بمیرم ...



زندگی ملعون اونقدر شبها و روزهای عمرم رو نابود کرده که گاهی حس میکنم شاید کلاً از دنیا رفتم و خودم بیخبرم !! مدتهای طولانیه که تنها کانال ارتباطی من و مایکل جکسون شده همون دانلودهای صبحگاهی و همون گوش دادن به 4 تا آهنگش تو مسیر رفت و آمد به محل کار . دیگه هیچی ! نه مطالعه ای ؛ نه نوشتن مقاله ای و نه حتی تماشای یک کلیپ 4 دقیقه ای ! دیگه عملاً جز گذاشتن 4 تا عکس و مطلب هول هولکی تو فیس بوک و تایید یکی و نصفی نظر توی وبلاگ که اونم هر چند روز یه بار ممکنه رخ بده (!!!) ، هیچ کاری نمیرسم انجام بدم ! صبح برو سر کار ، عین اسب تا بوق سگ کار کن و شب هم عین جنازه بیفت بمیر !


باورم نمیشه زندگی باهام این کارو کرده باشه . باور نمیکنم که از کجا به کجا رسیده باشم ! من 18 نوامبر سال 2012 رو از یاد بردم ...


اما این بار مایکل جکسون یک بار دیگه و این دفعه قدرتمند تر از هر زمان دیگه ای در زندگیم جوری در مقابلم قدرتنمایی نمود که هنوز که هنوزه مات و مبهوتم ! او به من چیزی رو در زندگیم نشون داد که تا حالا اینطوری و به این شکل نشون نداده بود . مایکل جکسون برای اولین بار در زندگیم بهم نشون داد که اگه حتی کل عالم برای فراموش کردن نامش از ذهن من متحد و یکپارچه بشن و همه پیش نیازها برای فراموش کردن او در ذهنم فراهم بشه ، درست در آخرین لحظه با علائمی عجیب و غریب از راه میرسه و یه دفعه به طرز کشنده ای همه چیز رو به یادم میاره ! از اونجایی که هیچ وقت این نوع فراموشی مرگبار به سراغم نیومده بود برای همین دیدن این حادثه ، نوعی بار اول و نخستین تجربه برای من محسوب میشه ...


دقیقاً 2 شب پیش بود ؛ جمعه آخر شب . یکی از کانالهای ماهواره پخش یکی از فیلمهای فوق العاده عاشقانه و بی همتای پادشاه رمنس رو به انتها رسونده بود و برای بار N ام تماشای اونو با گریه و زاری فراوون به انتها رسونده بودم (!!) و برای خوابیدن آماده میشدم . تو آخرین ثانیه ها قبل از اینکه چشمهام بخواد بسته بشه یاد مایکل جکسون افتادم و اینکه زندگی به ظاهر چقدر از او دورم کرده . مشغله های بازدارندم از نام مایکل جکسون رو با دلتنگی توی زندگیم مرور کردم ؛ دنیایی از خاطرات و چهره ها که توی سالهای عمرم با او اومدند و رفتند تو ثانیه هایی از ذهنم گذشتند . آهی عمیق کشیدم و به سقف اتاق نگاهی انداختم و بهش گفتم : میبینی چقدر ازت دور شدم مایکل جکسون ؟ میبینی چقدر فراموشت کردم ؟ میتونی باور کنی من همون آدمم ؟ میبینی زندگی به چه روزم انداخته ؟ باور میکنی که دارم اینطور عادی بهت این حرفها رو میزنم ؟

و در حالی که با شرمساری چشمهام رو میبستم به خواب عمیقی فرو رفتم ...


و سوگند میخورم ؛ به خدا سوگند میخورم که بعد از نزدیک به 2 سال از آخرین باری که در خواب دیده بودمش دوباره به سراغم اومد . باور میکنید ؟ به خدا 2 سال ...


در خوابم زنده و شادمان بود ! با لباسی زیبا و روشن و دوست داشتنی مشغول بازی با عده ای بود که تصاویر اونها رو ندیدم ولی میدونستم بچه هستند . چنان شیطنتی میکرد و آتیشی میسوزوند که باورم نمیشه ! از دور سنگهای کوچولو به طرف اون بچه ها پرتاب میکرد و بعدش جاخالی میداد و صدای قهقهه و غش غشش میرفت به آسمون !! مدام از پشت ستونها سرک میکشید تا اون افراد رو ببینه . افرادی که من قادر به دیدنشون نبودم . صبح که بیدار شدم با لبخند به عکسش خیره شده و گفتم : خوشحالم که میخندیدی . خوشحالم که شاد بودی . خوشحالم که درست در چنین شبی به سراغم اومدی که چنین دیالوگ تلخی رو با تو گفته بودم . تو نمیتونی منو فراموش کنی . تو اجازه نمیدی که من گم بشم . تو محاله بتونی اجازه بدی که من ازت دور بمونم . این امکان نداره ...


دیروز عصر بود که تصادفی در زمان کار با یه خانوم مهندس کامپیوتر 26 ساله تهرانی مواجه شدم که کل عصرم رو خراب کرد !! متاسفانه بنا بر همون اصل همیشگی یعنی اصل بقای مایکل جکسون (!!!) بحث به سمت مایکل جکسون کشیده شده بود و من برای اولین بار توی کل عمرم از دیدن چیزی که میدیدم از تعجب شاخ در آوردم ! باور کنید سرباز صفر در حد تحصیلات دبستان از سر مرز دهات خواف خراسان شمالی دیده بودم که حداقل اسم و عکس مایکل جکسون رو میشناخت اما این سرکار خانم تحصیلکرده تهرانی (!!!) در حد اون سرباز صفر پادگان از مایکل جکسون نمیدونست !! یعنی مرخص به معنای واقعی !!! میخواستم از شدت خشم بترکم . یه لحظه به یاد اون همه سالی که برای مردم مفلوک این مملکت زور زدم تا دوزار مایکل جکسون رو بشناسن افتادم و حالم از خودم و زندگیم به هم خورد !!


امروز صبح بود و تازه رسیده بودم سر کار و داشتم این دو اتفاق رو دوباره توی ذهنم مرور میکردم . دوباره یاد 15 نوامبر افتادم و چند روز بعدش که سالگرد درگذشت فردی مرکوری هستش . دوباره یاد نوامبر افتادم و با خودم گفتم : نوامبر هم ماه شادی عاشقهای مایکل جکسون بود و هم ماه غم و اندوه . اما یه دفعه استپی کردم و با ترس از خودم پرسیدم : ماه غم ... چرا غم ؟؟؟؟؟؟ و یه دفعه !!!


و اینجوری بود که یه دفعه داغون شدم ...


هم در حد مرگ غمگینم و هم متعجب و بهت زده . دلتنگ ِ دلتنگم و دلم میخواد برم و جدا از همه این عالم سالها و سالها فقط و فقط در کنار یک تصویرش بمونم و عمرم رو بگذرونم . خیلی خسته هستم . خیلی خیلی خیلی زیاد خستم . دلم تنگه . خدا چرا صدامو نمیشنوی آخه ؟؟؟

با اشک چشمام


با خاطره آخرین وداع


به یاد اون باری که آخرین بار تلفن رو قطع کردم


*پنجشنبه 25 ژوئن 2009 ساعت 22 که آخرین بار اینترنت رو قطع کردم ...


و بعدش یه دفعه ای رفته بودی !!!


خاطرات تا همیشه باقی خواهند موند


اونها هرگز محو نمیشن


هرچند دیگه اینجا نیستی


اما همیشه نزدیکی


حالا شاید تو بهشت مشغول رقصیدن باشی


شاید اونجا دیگه همه رویاهات به واقعیت رسیده باشه


شاید اونجا دیگه همیشه آسمون رو آبی ببینی


و من یه جورایی میدونم


که آخر خط زندگیم


( میام پیشت ) و کنار تو در روشنی نور


تو بهشت خواهم رقصید


اما حالا من باید قوی باشم


زندگی ادامه داره


هرچند که زمان دردها رو تسکین میده


اما دنیا بدون تو دیگه هرگز مثل قبل نمیشه


حالا شاید تو بهشت مشغول رقصیدن باشی


شاید اونجا دیگه همه رویاهات به واقعیت رسیده باشه


شاید اونجا دیگه همیشه آسمون رو آبی ببینی


و من یه جورایی میدونم


که آخر خط زندگیم


( میام پیشت ) و کنار تو در روشنی نور


تو بهشت خواهم رقصید


و من یه جورایی میدونم


که آخر خط زندگیم


( میام پیشت ) و کنار تو در روشنی نور


تو بهشت خواهم رقصید


میام پیشت و کنارت تو روشنایی بهشت میرقصم ...


رقص در بهشت : جنتلمن موسیقی ، توماس اندرس



لینک دانلود 



لطفاً فقط و فقط تو تنهایی شب ، با هدفون و با صدای بلند گوش بدید . تضمینی قول میدم اون بغض هولناک رو بشکنه و به اندازه یک کوه سبکتون کنه . شاید حالا بعد گوش دادن به این آهنگ بفهمید چرا نام این جادوگر عاشق پیشه رو اولین بار تو خونه ارباب افسانه ها آوردم ...


برقص مایکل جکسون . دور از هیاهوی همه دنیا . برقص مایکل جکسون !


مایکل ... جکسون ... ...



تا بعد ...


Stay Tuned

! Let's Dance

 

و حالا 21 ...

با اغلب اونایی که فکر میکنند خوب میشناسنشو ازش اطلاعات دارن وقتی صحبت میکنی و میپرسی آخرین آهنگی که خوند چه آهنگی بود ، بدون معطلی و درنگ جواب میدن :The Show Must Go On اما نمیدونن که جوابشون کامل و درست نیست ! نمیدونن که این یادگار ارزشمند  آخرین اثر کاملی بود که با همه دردها و ضعفهاش تونست از خودش به جا بذاره اما حقیقتاً آخرین آهنگی که ضبط کرد نبود ! او تا آخرین روزهای عمرش و تا لحظه ای که هنوز ذره ای رمق و نفس براش باقی مونده بود پشت میکروفون ایستاد و فریاد زد . تو همون حال زار و خراب هم یادگارهایی از خودش به جا گذاشت که تا دنیا دنیاست ، انسان با شنیدن اونها به سکوت وادار میشه .


راستی هیچ دلتون میخواد بدونید آخرین آهنگی که خوند چی بود ؟ دوست دارید بدونید آخرین وکالهای فردی مرکوری افسانه ای واقعاً مربوط به چه آهنگی بوده ؟ امروز و در 21 امین سالگرد سفر بی بازگشتش پرده از روی این راز براتون بر خواهم داشت .



آخرین آهنگی که فردی مرکوری خوند ، آهنگ کامل The Show Must Go On نبود ؛ آهنگ نیمه کاره و غیر قابل توصیفی بود به نام Mother Love یا عشق مادری . آهنگی که فردی به علت ضعف بدنی و نابودی مطلق جسمی در آخرین روزهای عمر کوتاهش دیگه قدرت و توان این رو نداشت که کاملش کنه و اونو تا ته بخونه ؛ به همین خاطر بود که نصفه موند و ورس آخر آهنگ نه با صدای فردی بلکه با وکال برایان می ضبط شده و به انتها رسیده است . آهنگی که اعضای گروه کویین اون رو به همراه تعدادی از آهنگهای منتشر نشده فردی مرکوری بعد از مرگ او در قالب آلبومی زیبا به نام Made In Heaven آماده و روانه بازار موسیقی نمودند .

لینک دانلود



فکرش رو بکنید : اونقدر خوند تا سرانجام فقط مرگ تونست متوقفش کنه !!




حالا دقیقاً 21 ساله که جسم رنجورش از این دنیا رفته ولی صداش هنوز گاه و بیگاه از گوشه و کنار این دنیا به گوش میرسه . متاسفانه امسال به علت تلاقی سالگرد درگذشتش با ایامی که لایق این نیستند که حتی اسمشون رو به زبون بیارم (!!!) ، کانالهای کثیف و محافظه کار و ترسوی خارج نشین به منظور راضی نگه داشتن بینندگان مومن و متقی (!!!!!) و جهت پیشگیری از ورود به حسن کبابی خان دایی (!!!!!) ، از پخش همون یادبودهای آبکی هرساله نیز خودداری کرده و با بزدلی محض خود را به خریت زده و لال شده و در مقابل تراژدی مرگ فردی مرکوری همانند سگ ِ کتک خورده ره سکوت اختیار کرده اند !




از جمله این کانالهای لالمونی گرفته ، میتوان به کانال بی شرف Manoto ی گوگوش عجوزه با همه هارت و پورت و ادعای احترام به هنر و هنرمندش اشاره نمود  که دارن نون اون انگلیس کثیف رو میخورند اما ... !


کثافت های انگلیسی !!!



F**K You Manoto !!! 


.!.


مهم نیست . امشب به یاد سفر غریبانش در عصر 24 نوامبر 1991 ، خودم توی اتاق کوچیک خودم تا دل شب با صدای بلند موسیقیشو پخش میکنم و براش یادبود میگیرم و با مرور خاطرات زیباش لبخند میزنم و اشک میریزم . احتیاج به هیچ کدومشون ندارم ...



من هنوز دوستت دارم فردی ... I Still Love You ...


تا بعد ...


Stay Tuned

! Let's Dance

Read It !!

سلام به همگی دوستان .


در جدیدترین وبلاگ پادشاه جاودان به شما عزیزان مجدداً درود میفرستم !



هفته گذشته ، درخبرگزاری های جهانی اعلام شد ویدئوی Read It ، ساخته جمعی از نوجوانان خوش ذوق امریکایی که بر اساس شاهکار جاودان مایکل جکسون کبیر یعنی موسیقی و ویدئوی مشهور آهنگ Beat It خلق شده بود ، از شبکه جهانی یوتیوب حذف گردیده است ! 


برای اطلاع عزیزانی که به کل هیچ اطلاعی از ماجرا ندارند ، یه خلاصه ای از داستان رو تعریف میکنم :


ماجرا از این قرار بود که بعد از درگذشت مایکل جکسون ، جمعی از نوجوانان دبیرستانی امریکایی بین خودشون قراری رو گذاشته بودند که با الهام از ایده خلاقانه مرد یک دستکشه ، اثری رو به صورت آماتوری خلق کنند تا ضمن گرامی داشتن یاد و خاطره حماسه ساز بی تکرار تاریخ ، پیام اجتماعی بسیار بسیار مهمی رو به گوش مردم جهان خصوصاً نسل جوان در سراسر کره زمین برسونند . این پیام اجتماعی چیزی نبود جز ارزشمندترین کار روی زمین یعنی مطالعه . 


برای همین این بچه های دوست داشتنی فوری دست به کار شدند و تیمی رو از همکلاسی ها به همراه بعضی از مربی ها و معلمهای مدرسشون تشکیل دادند و روزها و روزها ، ساعتهای پس از درس و کلاس رو به پرورش و بررسی این ایده ناب تو ذهنشون گذروندند . سرانجام بر مبنای ملودی برگرفته از اثر جاودان Beat It ، شعری بسیار زیبا سروده ، با حداقل امکانات ممکن اون رو خونده و سپس مقدمه خلق ویدئویی در همین راستا رو فراهم کرده و دست به کار ساخت محصول نهایی شدند .


سرانجام ، پروژه نهایی تحت عنوان Read It یا بخونش بر اساس قافیه اصلی عبارت Beat It ، منتشر و روانه وب جهان پهنا گردید ...



همونطور که در ادامه خواهید دید تمام چیزی که در این ویدئوی دوست داشتنی و کوتاه داره به وضوح و با همه قدرت روی اون تاکید میشه ، فرهنگ مطالعه و کتاب خونی هستش که متاسفانه به شدت و با سرعت هرچه بیشتر داره برای عده زیادی از انسانها به دست فراموشی سپرده میشه و جای خودش رو به کارها و تفریحات کم ارزش و بی فایده میده . این تینیجرهای امریکایی دارن با همه وجود کتاب رو به یاد مردم جهان میارن و هشدار میدن که اجازه داده نشه هیچ چیزی جای مطالعه و علم و دانش رو در زندگی انسان بگیره .




حالا برسیم به اصل ماجرا :


داستان از این قرار بود که جناب ony$ گردن کلفت و همیشه مدعی (!!) به همراه اربابان شریف و دوست داشتنی بنیاد مایکل جکسون (!!) ، به این بهانه که عوامل سازنده موزیک ویدئوی Read It بدون کسب اجازه از محضر مبارک آقایون (!!) از موزیک مایکل جکسون استفاده کرده اند ، این ویدئوی بی نهایت زیبا و دوست داشتنی و آموزنده رو که پشتش یه دنیا عشق نهفته بود رو با بیرحمی و بی فکری تمام از یوتیوب پاک کرده و کودکان سازنده اثر رو در یاس و ناراحتی فراوان ، تنها گذاشتند . یعنی بحث رعایت نکردن حق کپی رایت باعث میشه که حتی یه چنین اثر کودکانه و ساده ای که تا این حد میتونه منشاء خیر و برکت و تغییر و تحول برای مخاطب عام در سراسر جهان باشه هم بی درنگ از اینترنت محو بشه !! به این میگن اقتدار امریکایی !!


هرچند خالقان این اثر هم تسلیم نشدند و از همون ابتدا که ویدئو از یوتیوب پاک شد با همه قدرت دست به نامه نگاری و تلاش و فعالیت زدند تا ویدئو بتونه مجدداً در مقابل دیدگان میلیونها کاربر اینترنتی در سراسر جهان قرار بگیره که خوشبختانه این حرکت مفید واقع شد و بعد از کلی رایزنی و چک و چونه زدن ، در انتها روز سه شنبه Read It یه بار دیگه روشنی روز رو دید و وارد شبکه بی همتای Y.T گردید . تبریک به همه بانیان این حرکت ارزشمند ... 



برای اون عزیزانی که به هر علت دسترسی به Y.T نداشته و امکان دانلود از این پایگاه عظیم دیتا تو ایران براشون فراهم نیست ، لینک دانلود مستقیم این موزیک ویدئوی تماشایی رو تو همین وبلاگ قرار میدم . لذت ببرید : 


لینک دانلود



واقعاً ارزش اینو داره که کلمه به کلمه متن شعرش رو بخونید و برای خودتون ترجمه کنید . خوشبختانه متن آهنگ به صورت تصویری روی صحنه های مختلف ویدئو ظاهر میشه و این به دوستانی که انگلیسیشون به قدر کافی قوی نیست که بتونند به صورت صوتی متوجه جملات بشن ، بی نهایت کمک میکنه . حتماً حتماً جملاتش رو برای خودتون بنویسید و ترجمه کنید و بهشون خوب فکر کنید . ببینید که این بچه ها دارن به مرد جهان چی میگن . ببینید دارن روی چی تاکید میکنند ؛ اینکه اجازه ندید هیچ چیزی بین شما و مطالعه فاصله بندازه . مطالعه کنید تا یک موجود عقب مونده و ضعیف به حساب نیاید . دانش بیاموزید تا قدرتمند باشید چرا که علم و دانش بزرگترین قدرت عالم و جهل ، بزرگترین ضعف بشره .


پس بیایم به قول این بچه ها ، آخرین نفری نباشیم که میخونیمش !!!


باور دارم که اگه مایکل جکسون زنده بود و این ویدئو رو میدید ، کودکانه و با همه وجود بالا و پایین میجهید و کف میزد و با قهقهه تک تک این بچه ها رو محکم توی آغوشش فشار میداد .

شک ندارم . شک ندارم ... 


جاودان، یاد و خاطره بزرگمردی که همه عمرش را بی وقفه و خستگی ناپذیر صرف دانش آموزی و آموختن نمود . نام کبیرش تا ابد پر آوازه باد ...




تا بعد ...


Stay Tuned

! Let's Dance

This Is My Life ... This Is My Destiny ....

سلام به دوستان و همسفران عزیز و گرامی . وقت همگی بخیر ...

مطلبی رو که امروز میخوام براتون بنویسم مدتهاست همه فکر منو به خودش مشغول کرده . مدتهاست که دلم میخواد در این رابطه کمی باهاتون حرف بزنم اما محدودیتهای بی انتهای زمان مثل همیشه فرصت انجام این کارو ازم میگیره . برای همین از اندک زمانی که در اختیارمه برای تعریف این حکایت غریب استفاده میکنم . همه سعی و تلاشم اینه که مختصر و مفید باشه و زیاد خستتون نکنم . مثل همیشه ، خوندن و توجه شما باعث شادی و افتخار منه .

سالهای زیادی از عمرم رو در کنار طرفداران مایکل جکسون گذروندم . سالهای خیلی خیلی زیاد . در طول این سالها با انسانهای مختلفی مواجه شدم ؛ انسانهایی با اختلاف فراون در جنسیتها ، سنین ، فرهنگها ، قومیتها ، تحصیلات ، باورها و اعتقادات . وجه مشترک این قوم عظیم از انسانها تنها در یک کلمه خلاصه میشد : طرفدار مایکل جکسون بودن ! تجربه زیستن و تعامل با این گروه وسیع از انسانها ، درسهای فراوونی رو در زندگی به من آموخت ؛ درسهایی که در هیچ راهی به غیر از راه عاشقی مایکل جکسون نمیتونستم اونها رو به این جامعی و با این قدرت بیاموزم . حکایت داستانها و خاطرات من در این سفر طولانی بسیار فراتر از یکی دو کتاب محدوده !

یکی از اولین درسهایی که به قیمت خیلی گزاف و دردناک توی این راه آموختم این بود که الزاماً هرکسی که طرفدار مایکل جکسونه ، هیچ دلیلی نداره که یک انسان خوب باشه یا اینکه دوست تو به حساب بیاد . صرف اینکه مایکل جکسون مردی بود که خصایص اخلاقی پسندیده و خوبی در زندگی زمینی خودش داشت دلیل نمیشه که هر انسانی که علاقمند و طرفدار اونه هم دارای همون صفتها باشه و شبیه به اون رفتار کنه . اصولاً جالبی زندگی جوامع انسانی هم همین تفاوتهاست . اگه قرار بود که همه مثل هم باشند که دنیا خیلی تکراری و یکنواخت و بی معنی میشد ! 


همونطور که گفتم طی سالهایی که گذشت در جمع طرفداران مایکل جکسون صدها و صدها نوع طرفدار مختلف دیدم : طرفدارهایی رو دیدم که از اساس لاییک بودند و به کل منکر خدا و آفریدگار و ذات برتر در آفرینش میشدند و این در حالی بود که مایکل جکسون یک خدا باور به تمام معنی به حساب میومد . صرف وجود چنین تفاوت عظیمی نه تنها باعث نشده بود اون افراد طرفداران بدی به حساب بیان بلکه از بی همتا ترین و فدایی ترین طرفدارهایی به شمار میومدند که من در طول این مسیر طولانی ملاقات کردم . در نقطه مقابل ، طرفدارن مسلمون و نمازخون و سینه زنی رو توی همین ایران خودمون دیدم که شاید در وهله اول باورش مضحک یا خنده دار به نظر برسه اما حقیقتش اینه که وجود داشتند و اتفاقاً طرفدارهای بسیار خوب و ارزشمندی هم برای مایکل جکسون به حساب میومدند . مایکل جکسون هیچ وقت یک مشروبخوار یا یک خانوم باز تمام عیار به حساب نمیومد اما با این حال طرفداران خیلی خوبی رو ملاقات کردم که تو این زمینه ها رو دست نداشتند و از طرف دیگه طرفدارهایی رو دیدم که حتی توی عمرشون به این مسائل نزدیک هم نشده بودند . مایکل جکسون هیچ وقت سیگار نکشید اما طرفدارهایی رو ملاقات کردم که فرت و فرت سیگار میکشیدند و هیچکس هم نمیتونست تو MJFAN بودن اونها کوچکترین شکی رو داشته باشه و از طرف دیگه طرفدارهایی رو میشناسم که دستشون حتی یک ثانیه سمت دود نرفت و پاک زندگی کردند و ...

تقسیم بندی این گروهها و داستان سرایی در این باب تمومی نداره . همه هدف من از مطرح کردن این قصه اینه که که افراد با دنیاهایی بسیار بسیار متفاوت میتونند جذب جادوی مایکل جکسون بشن و عمری عاشق و دیوانه جادوی بی انتهای او باقی بمونند که همه اینها ، عظمت بی انتهای مردی رو نشون میده که بزرگتر از او نبود و خلق نخواهد شد . اونقدر بزرگ بود که میتونست چنین انقلاب عظیمی رو یک تنه به وجود بیاره . نمیدونم تا حالا به طرفداران انسانهای مشهور دیگه در کره زمین توجه کرید ؟ بسته به اینکه اون موجود چقدر بزرگ باشه ، قشر طرفدارهای اون انسان تقسیم بندی میشن . بذارید بیشتر توضیح بدم : میخوام بگم یکسانی و یک شکل بودن جنس طرفداران یک انسان مشهور رابطه مستقیمی با میزان بزرگی و عظمت و قدرت تاثیر گذاری اون انسان داره ؛ هرچقدر یک انسان بزرگتر و عظیم تر و تاثیرگذارتر در طول تاریخ بوده باشه ، قطعاً و بی تردید جنس طرفداران اون انسان متنوع تر میشه . این یک قاعده بسیار بسیار عمومی و کلی در سطح عالمه که به هیچ عنوان قابل رد و نقض نیست . به عنوان مثال وقتی که نگاهی اجمالی به طرفداران برخی از گروههای بسیار بسیار افسار گسیخته موسیقی راک و متال میندازید تقریباً با اطمینان کامل میتونید حدس بزنید که نفر بعدی که از این حزب ملاقات خواهید چه دنیا و قوانینی داره ؛ چه مدل لباسی میپوشه ، چه آرایشی میکنه ، چه مدلی حرف میزنه ، چی میخوره ، چه شغلی داره و ... و ... و ... !!! یا مثلاً اگه به اکیپی که شیفتگان فلان استاد شماره یک دانشگاه آکسفورد باشند نگاه کنید ، باز به همین روش میتونید خیلی راحت در مورد نفرات بعدی که از این اکیپ ملاقات خواهید کرد حدسهای کلی زده و با ملاقات این افراد ، حدسهای خودتون رو با واقعیت مقایسه کنید . در هر دو مثال براتون گارانتی میکنم که بالای 70% حدسهای شما بی برو برگرد 100% با واقعیت تطابق دارند !! نکته عمیق و وحشتناک این بحث اینه که اون عدد 70% در مورد طرفداران مایکل جکسون حتی در سطح جهانی به 10% هم نمیرسه !!!! نمیدونم آیا حدس زدید چرا من به صورت خاص روی اون عبارت در سطح جهانی تاکید کردم یا خیر ؟ چون میخوام یه نکته خیلی مهمتر رو بهتون بگم : تجربه سالیان سال زیستن من در دنیای طرفداران ایرانی مایکل جکسون بهم عملاً ثابت کرده که این استاندارد 10% جهانی تو ایران تو خوش بینانه ترین حالت حتی به 5% هم نمیرسه !!!


موضوع از این قراره که مردم مملکت ما به دلایل بسیار بسیار زیادی که حقیقتاً از حوصله این بحث خارجه ، میزان اختلافات فرهنگی ، دینی ، قوم و قبیله ای ، تحصیلاتی ، طبقاتی و ساختاریشون به مراتب بیشتر و شدیدتر از مردم نقاط دیگه کره زمینه . به زبون ریاضی برای اونهایی که از علم آمار سر رشته دارند اگه بخوام در ساده ترین مدلسازی مساله رو توضیح بدم ، جامعه سنتی ، پست مدرن ، مذهبی ، سکولار ایران اسلامی ( یعنی از همین اسم قشنگ معلومه سگ میزنه گربه میرقصه !!!!! ) دارای پارامتر واریانس بسیار بیشتری در این مطالب نسبت به سطح استاندارد جهانیه . خوب ، جامعه طرفداران ایرانی هم مسلماً زیر مجموعه کوچیکی از کل این جامعه آماری بزرگ ( کل ملت ایران ) به حساب میاد . به عبارت ساده تر قوانین کلی اون جامعه آماری وسیع به گونه ای از طریق موروثی به جامعه آماری کوچیک مورد بحث ما ( طرفداران ایرانی مایکل جکسون ) هم سرایت کرده و به زبون خودمونی مشت نمونه خرواره ! یعنی قوانین این جزء ، هرگز نمیتونه از قواعد اون کل جدا باشه . نمیدونم تا اینجای بحث حدس زدید من چی میخوام بهتون بگم ؟

ببینید دوستان عزیز ، این تفاوت فاحشی که بین دنیاهای طرفدارهای ایرانی مایکل جکسون به صورت خاص وجود داره باعث بروز و ظهور تراژدی و فاجعه ای میشه که سالیان ساله طرفداران مایکل جکسون تو ایران با اون دست به گریبان هستند .

برای یک طرفدار مایکل جکسون از یک طرف ، حس علاقمندی به پیوستن و یکی شدن با جامعه انسانهایی که بزرگترین وجه مشترک دنیا رو با او دارند ( درک حس عاشقی به مایکل جکسون ) باعث میشه که وی فوری به امجی فنهای دیگه پیوند بخوره و سریع باهاشون قاطی بشه و همه دنیاش رو با اونها به اشتراک بذاره . زندگی با همه دردها و شکنجه ها و ممنوعیتها و محرومیتها و سرکوبها تو جامعه مذهبی ایران ، این حس سرخوردگی رو در یک طرفدار ایرانی میلیاردها برابر قوی تر از این حس مشابه برای یک طرفدار غربی میکنه . برای همین هستش که در قدم این ، این قدرت جاذبه بین امجی فنهای ایرانی شاید خیلی قوی تر از طرفداران سایر نقاط جهان به نظر برسه اما مشکل اینه که بلافاصله و درست چند صباحی پس از طی اون شور و حال اولیه مربوط به یافتن یک طرفدار جدید ، همه اون هزاران هزار بعد تفاوتی که پیش تر بهشون اشاره کردم وارد عمل شده و سهمگین ترین و هولناکترین انواع اختلاف رو بین دو نفر ایجاد میکنه . این اختلافات در اکثر مواقع اونقدر شدید و شدید و شدید میشن که عمیق ترین و ترسناکترین نوع دشمنی و کینه و نفرت رو در قلب دو انسان نسبت به همدیگه به وجود میاره . خود من که الآن نشستم و دارم براتون این قصه ها رو تعریف میکنم ، از بزرگترین قربانیان این تراژدی های هولناکم که نه یک بار ، بلکه متاسفانه اون رو به دفعات و دفعات و دفعات تو زندگی فردیم تجربه کردم . واقعاً جای تاسف داره ...

هرچند گذر زمان و پشت سر قرار دادن همه این حوادث وحشتناک به من درسها و تجربه های بسیار زیادی رو توی این بعد آموخته که باعث شده دیگه هرگز و ابداً دلم نخواد خودم رو در چنین موقعیتهای هولناک و افتضاحی قرار بدم اما متاسفانه شاهدم که هنوز که هنوزه عده زیادی از طرفدارهای قدیمی مایکل جکسون تو این مملکت هستند که با وجود اینکه سن و سالی هم ازشون گذشته ولی با این حال هنوز هم همون اشتباهات کودکانه گذشته من رو تکرار میکنند و مرتب چوب میخوردند و روز به روز بیشتر درد و رنج میکشند و بیشتر و بیشتر داغون میشند و به مرحله تباهی و نیستی کامل نزدیک و نزدیکتر میشن . گویا این قطار در زندگی ایشان قصد توقفی نداره ! نکته دردناک این ماجرا اینجاست که متاسفانه این عزیزان با کوته نظری تمام ، سریعاً طرف یا جناح مقابل را به بدترین شکل ممکن محکوم نموده ( درست شبیه به گذشته شرم آور خودم !!!!! )  ، آنها را به بدترین شکل ممکن تحقیر کرده ، جمیع صفتهای کثیف دنیا را به ایشان نسبت داده ، خود را از همه خطاها و اشتباهات دنیا مبری دانسته و مدام در خلوتشان که اکنون با گسترش روز افزون شبکه های اجتماعی ، شکل و شمایل مدرن تری به خود گرفته است ، مستقیم یا غیر مستقیم صبح تا شام به ناله و گلایه و شکایتهای خاله پیرزنی (!!!) پرداخته و از این طریق اندکی خود را از غم و درد سبک میکنند . در باور این دوستان ، جناح مقابل سمبل جرم و فساد و حقارت و پستی و خودشان سمبل عشق واقعی و معرفت و عظمت و شکوهند !!!

نکته مضحک این قضیه دقیقاً اینجاست که تیم مقابل هم دقیقاً و درست همین باور رو نسبت به این دوستان دارند و حاضرند هر گونه دلیل و مدرکی جهت اثبات حقانیت ادعاهاشون منتشر هم بکنند !! فاجعه ای که هر دوی این جناحهای مقابل از اون بی خبرند اینه که هیچ کدوم از این دو گروه انسانهای بدی نیستند . هر دو عاشقهای بسیار بسیار خوب و طرفدارانی بسیار بسیار با ارزشند . مشکل اصلی قضیه همون اختلافات فاحش فرهنگی توی کشور ماست که حتی موضوع مشترکی به عنوان طرفداری مایکل جکسون هم نمیتونه روی اون سرپوش بذاره و برای همیشه مخفیش کنه . این اختلافات بین گروههای مختلف طرفداران مایکل جکسون توی ایران درست شبیه به آتش زیر خاکستر در بدترین زمان ممکن شعله میکشه و دودمان زندگی هر دو طرف رو به باد فنا میده . صد البته میزان آسیب پذیری افراد در این واقعه بر اساس روحیات مختلف اونها 100% متفاوته .


اینها رو براتون گفتم تا بدونید ماجرا از چه قراره دوستان من . خودم بزرگترین خطاکار عالم در این مسیرم ! هرگز به خاطر اشتباهات هولناکی که مرتکب شدم خودم رو نمیبخشم . ای کاش سالیان سال پیش انسانی مثل امروز خودم رو توی این راه داشتم تا این مسائل رو اینطور با دلسوزی محض و با همه وجود برای من شرح بده اما افسوس که همچین کسی نبود و من بارها و بارها با سر رفتم توی در و دیوار و آخر سر هم سال گذشته همه زندگیم سوخت و فنا شد تا آخر سر به دردناکترین قیمت ممکن درسم رو توی زندگی آموختم و آدم شدم !!


انسانی که امروز برای شما توی این خونه مینویسه و حرف میزنه ، انسانیه که ایمان داره دیگه هرگز نظیر فجایعی که جلوتر بهش اشاره کردم در زندگیش رخ نمیده . میدونید چرا ؟! برای اینکه به 2 دلیل بی نهایت قدرتمند بیشتر از 1 سال و نیمه که تصمیم گرفته تا لحظه مرگش توی این دنیا و در عالم واقعی با هیچ طرفدار مایکل جکسونی رابطه صمیمانه و دوستانه خصوصی برقرار نکنه .


بذارید این دلیلها رو در کنار هم مرور کنیم :


فکر میکنم با توجه به همه توضیحاتی که تا حالا دادم دلیل اولش رو خیلی راحت حدس بزنید : برقراری رابطه صمیمانه واقعی در دنیای فیزیکی در کوتاه زمانی مساوی میشه با بروز همه اون اختلافات هولناک فرهنگی ، تحصیلی ، مالی ، خانوادگی . این اختلافات مدام روی هم انباشته میشن و این میرسه به نقطه قهر و جدایی و نفرت و تباهی و به خدا قسم که هیچ چیزی توی این دنیا بیشتر از نفرت روح انسان رو از درون نمیخوره و نابودش نمیکنه . به خدا اینو با مغز استخونم لمس کردم که دارم میگم بچه ها ! حرف این مرد خسته و باتجربه و شکسته رو توی این راه باور کنید . نفرت کوچکترین گزندی به موجود منفور وارد نمیکنه ؛ فقط و فقط روح و جسم و روان خود فرد متنفر رو به تباهی میشکه . برای همین دیگه دلم نمیخواد با هیچکسی در دنیای واقعی دوستی و نزدیکی داشته باشم ؛ چونکه دوست ندارم سرانجام یک دوستی جدید به یک نفرت تازه ختم بشه ؛  دوست ندارم سر پیری دوباره بخوام عین پیرزنها بشینم صبح تا شب توی فیس بوک آه و ناله و نفرین به هم ببافم و خودم رو مضحکه خاص و عام کنم . به خدا زشت و شرم آوره ! خوب راحت از همون اول میگم نه ، یه عمر هم بدبختی نمیکشم !!! از همینجا با همه قدرت برای همه عالم فریاد میزنم از هیچکسی توی دنیای طرفداری مایکل جکسون به هیچ عنوان متنفر نیستم . البته این ابداً به این معنی نیست که اونهایی که بهم بد کردند و منو شکستند و بهم خیانت کردند رو دوست دارم . ابداً ! میخوام بگم اونقدر حقیر و بی ارزش بودند که از ذهنم انداختمشون دور . گهگاهی هم که یادشون میفتم فقط چند لحظه ای پوزخند میزنم و به ادامه کار روزانم میرسم . فقط و فقط همین . اونهایی که حتی دلم نمیخواد برای نوشتن این مقاله به چهره ها و اسمهاشون دوباره فکر کنم . من دیگه هرگز با هیچ طرفداری اعم از قدیمی و جدید توی دنیای فیزیکی دوستی نخواهم کرد . این به معنی بد بودن اون انسانهای عزیز و ارزشمند نیست . ابداً ! دلم نمیخواد قانون نانوشته و تلخ این بازی دوباره از نو تکرار بشه و قربانی بگیره . فقط و فقط همین . از زندگی و سبک زیستنم به این روش نهایت شادی و آرامش رو دارم .

اما دلیل دوم که برام بی نهایت مهمتر از دلیل اوله . شاید عده زیادی از خوانندگان این وبلاگ اون رو بدونند اما برای اونهایی که نمیدونند در آستانه یکی از ارزشمندترین و عزیزترین روزهای زندگیم اون رو مجدداً یادآوری میکنم . انسانی که تو این وبلاگ به عشق مایکل جکسون مینویسه و به یاد اون زندگی میکنه یک بار برای اولین و آخرین بار تو این مسیر طولانی ، زیباترین ، لطیف ترین ، کامل ترین و بی همتا ترین احساس دنیا رو به زیباترین ، کاملترین ، لطیف ترین و غیر قابل توصیف ترین شکل ممکنش تجربه کرده ! به همین علت بعد از تجربه چنین دورانی دیگه هیچ رابطه دوستی و عاطفی دیگه ای از هیچ جنس و نوع دیگه ای در چشم اون به حساب نمیاد . فکر میکنم کاملاً بدیهی باشه که چرا وقتی کسی با ارزش ترین و بزرگترین و زیباترین گنج عالم رو داشته ، دیگه ثروتهای حقیر دنیا در نظرش ارزشمند محسوب نشه . خاطرات گرانبها و زیبا و دوست داشتنی ثانیه ثانیه دورانی که با عشق گذروندم برام میلیاردها برابر هر دوستی و رفاقت ساده دیگه ای تو این مسیر ارزشمنده . اون تجربه ناب ، من رو به چنان درجه والایی از وارستگی عاطفی رسوند که احساس میکنم دیگه هرگز تا ابد به تکرار اون در اندازه هایی بسیار حقیرتر و سطح پایین تر نیازی نداشته باشم . این دلیل دوم دوری ابدی من از دنیای واقعی طرفداران مایکل جکسونه دوستان عزیز ...

در انتها و بعد از گفتن همه این حرفها دوست دارم براتون با قدرت واضح کنم که این مسائل کوچکترین تناقضی با ادامه دادن روابط دوستانه و عاطفی من در فضای مجازی با طرفداران مایکل جکسون نداره . تا ابد برای بخشیدن و گفتن از ارباب کبیر افسانه ها ، قدرتمند تر از همه دنیا حاضر خواهم بود . به علاوه در مواقعی که حضور فیزیکی من در انظار عمومی به هر دلیلی لازم و ضروری به نظر برسه ، شک نکنید که در کسری از دقیقه در محل مربوطه با همه قوا حاضر خواهم شد چرا که هیچ چیزی برای یک سرباز واجب تر و ضروری تر از انجام دستورات و فرامین فرمانروا در هنگام نیاز نیست .


اون چیزی که دلم میخواست از جمیع این داستانها برداشت کرده باشید این بود که بفهمید و لمس کنید که من دوست صمیمی هیچ انسانی در جهان واقعی در هیچ زمانی از عمرم نخواهم بود . تا لحظه ای که زنده هستم تقدیر من زیستن در قالب مسافر و رهگذریست که تنها لحظاتی در این مسیر طولانی با دیگران همسفر شده ، از او گفته و لحظه ای دیگر برای همیشه رفته و دور شده است .


این زندگی منه . این تا ابد سرنوشت منه ...



تا بعد ...


Stay Tuned

! Let's Dance

 

I Was Made To Love Her ...

من تو یک شهر بزرگ به دنیا اومدم


یه معشوق نازنین و دوست داشتنی هم داشتم


که همیشه دستامون تو دستای همدیگه بود


اون روز که اولین بار دیدمش مثل همیشه لباسای کهنه و ساده و قدیمی تنم بود


اما دخترک ، روسری رنگی فراموش نشدنی زیبایی به سرش داشت


راحت بگم ، خیلی خوب از همون موقع هم میدونستم که بدجور عاشقش شدم !


میدونید ، اما بابام وقتی داستان عشقم رو فهمید باهام شدیداً مخالفت کرد !


مامانم که دیگه هیچی ؛ اونقدر اونقدر اوهو اوهو گریه کرد که از حال رفت !!!


ولی من بارها و بارها بهشون گفتم :


مگه نمیدونید ؟! من برای عاشقی دخترک به دنیا اومدم ؟!


اومدم که دنیام رو اطراف دنیای اون خلق کنم


هی ، هی ، هی ...


آخه اون منبع الهام من تو زندگیم بوده


واسه همه اون عشقی که بی چشمداشت تقدیمش کردم


همیشه و همیشه قدردانم بوده


عشقم درست مثل درختا تو فصل بهار


به نرمی شکوفه زد و به آهستگی گل داد


لحظه هام با اومدن عشقش توی زندگیم


ثانیه به ثانیه شیرین تر و دوست داشتنی تر شدند


آره ، من میدونم که عزیزم عاشقمه !


میدونم که بهم احتیاج داره


برای همینه که تونستیم از پس تمام فراز و نشیبهای این مسیر


در طول این مدت زمان عاشقی به سلامتی عبور کنیم


آخه من واسه عاشقی اون آفریده شدم !


خلق شدم که پرستش و ستایشش کنم !


هی ، هی ، هی ...


در طی تمام خوشی ها و ناخوشی ها


عشق ما هرگز به انتها نخواهد رسید


واسه همیناست که عاشق عزیزمَم دیگه !


واسه همیناست که عاشق گلمَم دیگه !


آآآآآآآآآآآآآآآآآآه !


عزیزم عاشقمه


عزیزم بهم نیاز داره


و میدونم که از کنارش هیچ جایی نخواهم رفت


وقتی اولین بار عشقش از همه طرف منو در بر گرفت


با همه وجود به پای دختر کوچولو افتادم


و از همون ثانیه این تب تند عاشقی لحظه به لحظه همراه و همسفرم بوده


اوه ، اگه کل کوههای عالم فرو بریزن


حتی اگه کل دنیا هم نابود و ویران بشه


من کنار او تا ابد خواهم ایستاد


یعنی هنوز واقعاً نمیدونید که من برای عاشقی اون دخترک آفریده شدم ؟!


خلق شدم که دنیام رو در کنارش بسازم ؟!


هی ، هی ، هی ...


آخه اون منبع الهام من تو زندگیم بوده


واسه همه اون عشقی که بی چشمداشت تقدیمش کردم


همیشه و همیشه قدردانم بوده...


برداشتی آزاد از اثر جاودان مایکل جکسون کبیر : I Was Made To Love Her


لینک دانلود 


کاش قدرت اینو داشتم که با کلماتم عمق احساسم رو به این آهنگ تشریح کنم اما نمیتونم ...



زیباترین آهنگی که در کل عمرم شنیدم با همه وجودم تقدیم به تو !


تولد 22 سالگیت مبارک الهام بخش کوچیک من !


شادی و سلامت و موفقیت بی پایانت تا همیشه بزرگترین آرزوی منه .


هرجایی که هستی ، مراقب خودت باش ... 


La La Means I Love You ...





تا بعد ...


Stay Tuned

! Let's Dance