جمعه 27 فروردین‌ماه سال 1395 ساعت 10:33 ق.ظ

آگوست سال 1984 میلادی بود و یادم میاد اون روز بیکار در ایستگاه پلیس Pontiac Michigan نشسته بودم و با یه سری از همکارهای علاف ورق بازی میکردم که یه دفعه صدای فریاد یکی از افسرها ما رو از جای خودمون پروند :


دِ پاشید گنده بکا !!! مایکل جکسون اومده توی گاراژ !!!



اون روز مایکل جکسون برای ساخت یک فیلم خانگی کوتاه به همراه 30 افسر پلیس به قرارگاه ما اومده بود . من با شنیدن این خبر شوکه کننده و غیر منتظره ، بلافاصله دوربین پولارویدم رو برداشته و دوان دوان به طبقه پایین و پارکینگ ایستگاه رفتم . آره خودش بود ! مایکل جکسون که با دیدن اون شلوغی و هیاهوی به وجود اومده توسط نیروهای پلیس در اطرافش درست شبیه به یک موش کوچولو که توی تله گیر کرده باشه شده بود از ترس به خودش میلرزید و عقب اتوموبیل ون یه گوشه کز کرده بود . با دیدن این منظره عجیب با خودم فکر کردم و گفتم : بیخیال بابا ! آخه این چطوری میتونه همون بابایی باشه که روی صحنه اون شلنگ تخته ها رو خلق میکنه ؟؟!! این که هر آن ممکنه اشکش با دیدن این اوضاع جاری بشه !!!



با وجود اینکه مایکل خیلی نحیف و بیمار و شکننده به نظر میومد اما دستهاش بدجور بزرگ بودند ؛ من خودم یه مرد گنده با دستهای بزرگم اما وقتی مایکل از اتوموبیل پیاده شد و باهام دست داد کل دست من در میان دستهای بزرگ او محو گردید !!

خلاصه بعد از اینکه کمی با هم گپ زدیم و مایکل یه کم اون یخ اولیش آب شد ، به نظر از من خوشش اومد و یه جورایی باهام رفیق شد ! یادم میاد یکی از بادیگاردهای مایکل بهم گفته بود که او ترس عجیبی داره که نکنه توی جمع مورد سوء قصد قرار بگیره و کشته بشه . به گواهی اون بادیگارد ، این ترس بعد از اینکه مایکل یکبار در میانه بلوا و آشوب به پا شده توسط طرفدارانش محبوس شده و تنها بعد از مداخله نیروهای امنیتی و پلیس موفق به خلاصی از اون مهلکه گردیده بود در وجودش تشدید گردید .

قبل از اینکه فیلمبرداری شروع بشه از مایکل اجازه گرفتم و بهش گفتم اجازه میده من و یه تعداد دیگه ای از همکارهام باهاش عکس یادگاری بگیریم ؟ 

و برام خیلی جالب بود ....

هرچی ما بیشتر باهاش عکس میگرفتیم ، مایکل بیشتر باهامون خودمونی میشد ؛ یه جورایی حس میکردم انگار من و مایکل رفقای قدیمی هستیم .

در زمان خداحافظی ، مایکل با اون انگشت بلند و کشیده در میان جمعیت به من اشاره ای کرد و گفت :


از طرف من از همه بچه ها تشکر کن . خیلی بهم خوش گذشت ...



Allan Booze سی و هفت ساله در کنار بزرگترین مدال افتخار تمام دوران خدمتش ...


تا بعد ...


Stay Tuned

! Let's Dance

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo