جمعه 5 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 01:36 ب.ظ

مایکل جکسون به وعده خود عمل نمود و سرانجام در روز 27 آگوست به روی صحنه رفت . او علی رغم گرمای طاقت فرسای هوا تمام ذرات وجود و انرژی خودش رو در این اجرا ریخت و یکی از بهترین کنسرتهایی که من تا به حال از او دیده بودم را به نمایش درآورد . واکنش جمعیت در مقابل این اجرا جنون آسا بود چرا که اونها مدت زمانی طولانی رو برای دیدن این اجرا انتظار کشیده بودند. من در اون شب سعی کردم یکی از حوله هایی رو که مایکل جکسون به میان جمعیت پرتاب میکرد از آن خودم کنم ولی متاسفانه تنها حوله ای که تونسته بودم به سختی تصاحب کنم توسط یک مرد گنده که پشت سرم توی جمعیت ایستاده بود با قدرت تمام از سر انگشتانم ربوده شد! والله فقط خدا میدونه که اون بابا با اون حوله چی کار میتونست داشته باشه !!



بعد از اتمام کنسرت ما همگی به سمت هتل یورش بردیم تا بتونیم یک دور دیگه مایکل رو دیده و بهش بگیم که کنسرت تا چه اندازه عالی بوده است . مایکل برای لحظاتی بر روی بالکون هتل ظاهر گردید و با شادی شروع به دست تکان دادن برای ما و ارسال بوسه نمود . کمی بعد ، قایقی بر روی رودخانه پدیدار گشت که با آتش بازی زیبایی ، پیامی را برای مایکل جکسون ارسال مینمود:


اورینتال دوستت داره مایکل جکسون !!


و بلافاصله بعد از آن حجم انبوهی از آتش بازی به افتخار حضور مایکل جکسون ، آسمان بانکوک را همچون روز روشن ساخت . مایکل که از دیدن این آتش بازی ها حسابی لذت برده بود با شادی تمام شروع به کف زدن کرد و بیشتر و بیشتر برای حاضرین دست تکان داد . من فکر میکنم این حرکت کارمندان و خدمه اورینتال در آن شب ، اقدامی بسیار زیبا و پسندیده بود که خصوصاً در اوج جنجال مربوط به اتهامات زشت وارده بر مایکل جکسون ، ارزش آن را صد چندان می نمود . این حرکت به مایکل جکسون نشان داد که مردم جهان همچنان به او اهمیت داده و علی رغم همه دسیسه ها و نقشه های شومی که علیه او به راه افتاده ، همچنان او را باور داشته و به او عشق می ورزند .


سنگاپور:


توقف بعدی مایکل جکسون برای این تور ، سنگاپور بود .


سنگاپور بسیار متفاوت از بانکوک بود ؛ شهری به طرزی شگفت انگیز پاکیزه ، به دور از آلودگی هوا و بسیار مدرن و مترقی . مکان اقامت مایکل جکسون در سنگاپور ، هتل مشهور Raffles در نظر گرفته شده بود ؛ هتلی که ارتفاع آن تنها به اندازه دو طبقه بود . البته برخورد پرسنل هتل Raffles به هیچ عنوان به دوستانگی و متانت کارمندان هتل Oriental نبود . این افراد به هیچ عنوان رفتار مودبانه ای با گروه طرفداران مایکل جکسون که در جلوی هتل تجمع کرده و به فریاد زدن و آواز خوانی مشغول بودند از خود بروز ندادند . خدمه این هتل در تمام مدت حضور مایکل مشغول هل دادن و دور کردن ما از محوطه اطراف بوده و در اون اواخر ِحضور مایکل در سنگاپور حتی تهدید کردند که ما رو به دست نیروهای امنیتی خواهند سپرد تا بازداشتمون کنند !!

میشه گفت یه جورایی همه طرفدارهای اروپایی مایکل که در بانکوک بودند حالا در سنگاپور دور هم جمع شده بودند ؛ به انضمام اینکه این بار ، طرفداران جدیدی از کشور آلمان هم به جمع ما پیوسته بودند . در میان طرفداران حاضر در سنگاپور ، دخترکی اهل هلند به نام Freya هم خودنمایی میکرد که برای اهدای هدیه ای ویژه به مایکل به اونجا اومده بود . Freya به همراه طرفدار دیگری اهل هلند به نام Willy مجموعه ای نفیس شامل تعداد فراوانی عکس ِکودک که با کمک و همکاری طرفداران اروپایی آماده گردیده بود را به همراه داشت و قصد داشت آن را به همراه کتابی ویژه و زیبا به مایکل جکسون اهدا نماید . Freya این مجموعه را قبل از شروع نخستین کنسرت در سنگاپور به دست افراد و کارمندان مایکل داد و درست صبح روز بعد ، زمانی که در بیرون هتل کنار سایر طرفداران انتظار دیدار مجدد با مایکل جکسون را می کشید ، توسط پزشک معالج مایکل به داخل هتل فرا خوانده شد . دکتر ، گوشی تلفنی را به دستان دخترک داد و در طرف دیگر خط ... بله مایکل جکسون انتظار صحبت با او را میکشید !! مایکل از پشت تلفن به دخترک اطلاع داد که چقدر هدیه ارزشمند او را دوست داشته و اینکه در طول شب گذشته ساعت ها آن را در آغوش گرفته و با شادی و خوشحالی در گوشه و کنار اتاقش در هتل قدم زده است . مایکل همچنین به Freya اطلاع داد که این هدیه ، مکانی ویژه در نورلند خواهد داشت و اینکه در حقیقت ، این طرفداران هستند که دارو و طبیب واقعی او به شمار آمده و اینکه او حقیقتاً عاشقانه تک تک ایشان را دوست میدارد . 



از اونجاییکه کنسرتهای سنگاپور به فرم نشسته برگزار میشدند ، بنابر این ما هیچ شانسی جهت ورود به ردیف های نخست را در اختیار نداشته و در نتیجه تنها مجبور به تماشای کنسرت از راه دور و تعریف و تمجدید از نور پردازی ها و لیزر شوهای موجود بر روی صحنه شدیم !!


کنسرت نخست در سنگاپور در روز تولد 35 سالگی مایکل جکسون برگزار گردید و اعضای بند بلافاصله بعد از پایان اجرای JAM به نواختن موسیقی Happy Birthday برای مایکل پرداختند . مایکل هم با دیدن این اوضاع در حالیکه از شدت خجالت سرش را پایین انداخته و با لبخند بر روی صحنه قدم میزد ، انگشت اشاره اش را به علامت " ای پدرسوخته ها " (!!!) به سوی ایشان تکان میداد !!



دانلود ویدیو


بعد از پایان کنسرت روز تولد و در اطراف هتل ، جمعی از طرفداران اروپایی در کنار پنجره اتاق مایکل جمع شده و در حالیکه بنر بزرگی در دست داشتند ، با آهنگهای مایکل جکسون همسرایی مینمودند . لحظاتی بعد مایکل در پشت پنجره نمایان گردید و سپس با لبخندی شیطنت بار و با اشاره سر از اونها خواست که داخل سوییت وی شده و او را همراهی نمایند !!! با دیدن این منظره ، دختری اهل آلمان به نام Nadine که بنر را در دست داشت به سرعت داخل هتل دوید و از پله ها به سمت اتاق مایکل در طبقه دوم بالا رفت . وقتی Nadine به اتاق مایکل رسید مایکل بنر را ازدستان دخترک گرفت و فدورای مشکی خود را بر سر او قرار داد و هر دو در کنار هم با این وضع در پشت پنجره هتل ظاهر شدند که این منظره ، جنون و هیجان حاضرین در پیاده روی کنار هتل را صد چندان نمود !!! دو نفر از طرفداران هم قبل از شروع کنسرت در همین مکان با مایکل ملاقات کرده بودند . بعد از Nadine ، فرصت در اختیار طرفدار دیگری به نام Helen اهل آلمان قرار گرفت تا نقاشی زیبایی که از مایکل کشیده بود را شخصاً تقدیم سلطان پاپ نماید . بعد از Nadine و Helen، دخترکی به نام Lily اهل لس آنجلس به اتاق مایکل جکسون رفت . به گفته هر سه این طرفدارها ، آنها موفق شدند عکسهای یادگاری دو نفره زیادی با مایکل در سوییت شخصی وی در هتل بیندازند که متاسفانه در نهایت هیچکدام از این عکسها به بیرون درز پیدا ننمود .



متاسفانه دومین کنسرت در سنگاپور مجدداً به علت بیماری و اوضاع جسمی نامناسب مایکل کنسل گردید . این کنسلیشن یه جورایی درست در دقیقه 90 و زمانی که مایکل برای اجرای کنسرت به استادیوم وارد شده بود رخ داد !! بعد از این رخداد ، مایکل جکسون مجدداً نوار ویدئویی مخصوصی ضبط نمود و ضمن عذرخواهی از طرفداران ، تاریخ این اجرا را برای روز اول سپتامبر برنامه ریزی کرد . سرانجام این کنسرت نیز در تاریخ مقرر به اجرا در آمد و به نظر میومد که خوشبختانه مایکل مشکل خاصی را بعد از این اجرا احساس نکرده چرا که او تا حدود ساعت 3 بامداد بعد از اجرای کنسرت با شادمانی در فروشگاههای سنگاپور به خرید کردن پرداخت !


از طرف دیگر ، الیزابت تیلور نیز که جهت حضور در کنار مایکل جکسون به سنگاپور سفر نموده بود ، یک بعد از ظهر در حال خرید در فروشگاههای اطراف Raffles رویت گردید . او بسیار خوب و سر حال به نظر میرسید و زمانی که ما را ملاقات نمود ، نگاهی گرم و دوستانه به ما انداخت و برای ما با مهربانی دست تکان داد .


سرانجام ما یک روز قبل از خروج مایکل جکسون ، سنگاپور را ترک نمودیم اما بعدها شنیدیم که او در روز آخر اقامتش ، دو شمپانزه ای را که از باغ وحش جهت اهدا به هتل خریداری کرده بود با خود به هتل برده و حتی با آنها مراسم عکس برداری ویژه ای را بر بام هتل برگزار نموده بود !!

تایپه :


حضور مایکل جکسون در چین تایپه به قدری بی نظم و پر حاشیه بود که دیگه نمیشد بدتر از اون رو توی ذهن تجسم نمود ! قرار بود مایکل در Grand Formosa Regent Hotel اقامت داشته باشه . گویی دستفروشان و کاسبان محلی در تایپه همگی به خوبی از قبل از برنامه مایکل و محل اقامت او آگاهی داشتند چرا که به محض رسیدن ما به محل ، جهت خوش آمد گویی و شادمانی به سرعت شروع به توزیع حجم انبوهی بروشور و تی شرت با عکس ها و طرح های مختلف مایکل جکسون میان ما نمودند . نکته ای که منو خیلی در تایپه ذوق زده و شادمان کرد این بود که متوجه شدم عده ای از طرفداران لندنی و دوستان امجی فن هم وطنم هم جهت دیدار با مایکل جکسون به تایپه اومده و در کنار من و دوستان جدیدم قرار گرفته اند که به این خاطر بی نهایت خوشحال بودم . اونها از اتفاقات و وقایعی که بعد از خروج من در لندن رخ داده بود برای من تعریف کرده و حتی بهم خبر دادند که یکبار تصویر من رو در گزارش های خبری تلویزیون مشاهده کرده اند !! 


مایکل جکسون در غروب روز سوم سپتامبر در میان حجم انبوهی از عکاسان و خبرنگاران وارد فرودگاه تایپه گردید . در این سفر الیزابت تیلور و همسر جدیدش لری نیز وی را همراهی میکردند . الیزابت و لری به همراه گروه محافظان پیشاپیش ، مقدمات خروج او از فرودگاه را مهیا نموده بودند . پس از دقایقی پر اضطراب و مملو از آشوب و پریشانی در قسمت گیت های خروجی فرودگاه و پس از اینکه محافظین ، انبوه جمعیت را به سختی کنار زده و راه را جهت خروج مایکل و ورود او به اتوموبیل اختصاصی آماده نمودند ، او به سرعت و با حالتی نیمه ایستاده و خمیده همانگونه که در اغلب مواقع اینگونه عمل میکرد با سرعت فراوان راه خود را از میان جمعیت پیدا نموده و در چشم بر هم زدنی در میان صدای فریادهای جنون آسای جمعیت از دیدگان ناپدید شد . عکاسان و خبرنگاران که از دیدن مایکل در اون پیراهن ارغوانی به جنون اومده بودند ، شروع به فشار دادن ما و هل دادنمون کرده و به سختی و زور زیاد سعی میکردند در میان اون انبوه جمعیت راهی برای گرفتن عکس و فیلم از مایکل جکسون به دست بیارند ...



دانلود ویدیو


اما اگه بخوام از اجراها در تایپه بهتون بگم باید گفت که جمعیت درست همانند بانکوک ایستاده کنسرت ها رو تماشا میکردند با این تفاوت که قیمت بلیط در تایپه به مراتب گران تر از کشورهای قبل بود به طوری که قیمت یک بلیط برای ردیف نخست 100 یورو تمام میشد !


در یکی از روزهای اقامتش ، مایکل جکسون به یکی از فروشگاه های اسباب بازی فروشی مشهور هم سری زد و دقیقاً مشابه همیشه بار دیگر مبالغ هنگفتی پول را صرف خرید اسباب بازی برای خودش و سایر کودکان نمود !! البته متاسفانه در طول این خرید همه چیز هم به خوبی و آرامی کامل پیش نرفت . در یک صحنه یکی از محافظین شخصی مایکل با یک پاپاراتزی که در گوشه ای کمین کرده و مشغول عکس برداری از مایکل در هنگام خرید بود درگیر شد که خوشبختانه این واقعه ، به جز انتشار چندین مقاله کوتاه در روزنامه صبح روز بعد ، بازتاب مطبوعاتی و جنجالی بزرگتری در سطح جهان پیدا نکرد . در یک واقعه و یک روز دیگه زمانی که پنجره اتوموبیل حاوی مایکل باز بود ، شخصی ناگهان سگی را از پنجره به عنوان هدیه به دستان مایکل سپرد و او نیز قبل از ترک محل یادداشتی را تحویل فرد اهدا کننده نمود که بر روی آن نوشته شده بود:


بابت سگ متشکرم !


نکته حائز اهمیت از سفر مایکل به تایوان این بود که اغلب اعضای خانواده جکسون در این سفر و در طول مدت اقامت وی در این کشور برای عیادت و دیدار از مایکل به اونجا سفر کردند؛ کاترین، جوزف، جرمین، جکی، رندی و ربی افرادی بودند که ما اونها رو ملاقات کرده و زمانی که در هتل اقامت داشتند با هر کدومشون چند کلمه ای رو هم صحبت کردیم .


ژاپن :


فوکوئوکای ژاپن، اقامتگاه بعدی مایکل جکسون در ادامه جدول زمانبندی تور Dangerous در نظر گرفته شده بود اما مایکل به جای سفرِ مستقیم به فوکوئوکا، ابتدا به ناکازاکی رفته و در اونجا در پارک تفریحی ویژه ای موسوم به Huis Ten Bosch که در روستای هلندی های مقیم ژاپن قرار گرفته سکنی گزید . از اونجاییکه ما حدس زدیم مایکل احتمالاً جهت استراحت و رفع خستگی های جسمی و روحی ناشی از زمانبندی فشرده کنسرت ها این زمان استراحت رو برای خودش در نظر گرفته اینه که برای احترام به خواسته و خلوت مایکل تصمیم گرفتیم به اون دهکده و اون پارک نریم چرا که رفتن به اونجا رو بسیار بی ادبانه و گستاخانه تجسم میکردیم . چند روز بعد ، مایکل مطابق برنامه به فوکوئوکا اومد و در هتل Hyatt Regency مستقر گردید . راستش این هتل در بین هتل های قبلی ، هتل مورد علاقه ما به شمار میومد چرا که کلیه راهرو های این هتل از شیشه پوشیده شده بود و شما میتونستید از توی لابی ، مردمی که در سمت مخالف راهرو قدم میزدند رو هم مشاهده کنید . به همین علت زمانی که مایکل وارد هتل شد ، ما موفق به دیدن او شده و متوجه شدیم که او به سمت آسانسور رفته و کلید طبقه ششم را فشار داد . خوب، خیلی عالی بود ... حداقل تونستیم یه سرنخی به دست بیاریم که اتاق او کدوم طرفه !! بعد از رفتن مایکل به داخل اتاقش ما هرچی که بیرون محوطه هتل داد و فریاد کردیم و اسمش رو صدا زدیم ، او پشت پنجره اتاقش نیومد . احتمالاً طفلکی خیلی به خاطر سفرهای مکرر و پشت سر هم خسته شده بوده ...


اما کنسرت ها مجدداً شبیه به سنگاپور به صورت نشسته برای جمعیت برنامه ریزی شده بودند و به همین علت مجدداً ردیف جلو برای ما علامت ورود ممنوع خورده بود !! راستش ما تو اون شب قبل از پایان کنسرت استادیوم رو ترک کردیم تا موفق بشیم موقع برگشت مایکل به هتل او رو مجدداً رو در رو ملاقات کنیم . میدونید ، بعضی وقتها واقعاً می ارزه که آدم بخشی از یک کنسرت رو جهت ملاقات با مایکل جکسون در محوطه هتل از دست بده و این دقیقاً عین تصمیمی بود که ما اون شب گرفتیم !!



بعد از کنسرت دوم فوکوئوکا ، مایکل اون شب در پشت پنجره هتلش ظاهر شد و به دست تکان دادن برای جمعیت مشغول گردید . او یه جوری تا کمر بر روی پنجره هتل خم شده بود که ما وحشت کرده بودیم نکنه هر لحظه از اون بالا به سمت پایین سقوط کنه !!


* نمیدونم چرا اون زمانها کسی گیر نمیداده که داشته عملیات مایکل دنگلینگ رو اجرا میکرده ؟؟!! *



مایکل سپس کلاه امضا شده خودش رو به سمت خیابون پرتاب کرد و یکی از دوستانم به نام ماریا همراه با یک دختر ژاپنی همزمان به سرعت به سوی کلاه دویدند تا اون رو از آن خودشون کنند . متاسفانه اونها به طور همزمان به کلاه رسیده و سرانجام بعد از دقایقی درگیری و گیس و گیس کشی (!!!) ، دو دختر تصمیم گرفتند تا کلاه رو به دو قسمت مساوی تقسیم کرده و هر کدوم یه بخش از اون کلاه رو تا همیشه برای خودشون نگه دارند !!!!


سرانجام فردای اون روز مایکل جکسون تصمیم به ترک ژاپن گرفت و هتل رو ترک نمود و بلافاصله حجم انبوهی از جمعیت توی تاکسی ها پریدند تا او را تا رسیدن به فرودگاه تعقیب کنند . وقتی که ما به فرودگاه رسیدیم، مردم دیوانه وار در سالن های ترمینال خروجی این طرف و اون طرف دویده و دنبال مایکل می گشتند . صحنه ی خیلی مضحکی بود؛ یه مشت امجی فن خل و چل بدون اینکه حتی نشونه ای داشته باشند که مایکل جکسون کجا میتونه باشه داشتند همینطور بی هدف و جیغ کشان در فرودگاه این طرف و اون طرف می دویدند !! سرانجام بعد از دقایقی وقتی که متوجه شدیم مایکل سوار هواپیما شده و اینکه دیگه موفق به ملاقات با او نخواهیم شد ، درمونده و ناامید به پشت سکوی مشاهده رفتیم تا لااقل صحنه بلند شدن و برخاستن هواپیما از باند فرودگاه رو از دست ندیم . صحنه بسیار ناراحت کننده و غم انگیزی بود؛ طرفداران ژاپنی در پشت اون سکوی شیشه ای در حالیکه بی نهایت غمگین و افسرده بودند ، با ناراحتی برای مایکل دست تکون داده و با او خداحافظی میکردند . بعضی از این طرفداران ژاپنی به قدری داغون بودند که دو زانو روی زمین نشسته و در حالیکه کف دستهاشون رو به شیشه سکو چسبونده بودند ، زار زار اشک میریختند . ما با دیدن این طرفدارها به طرز وحشتناکی حس گناه میکردیم چرا که میدونستیم ما بار دیگه و در نقطه ای جدید مجدداً مایکل رو خواهیم دید حال آنکه این شانس و موقعیت احتمالاً برای این طرفداران ژاپنی دیگه به وجود نمیومد . ما بعد از رفتن مایکل با تعداد زیادی از اون طرفداران ژاپنی عکس های یادگاری انداختیم . اونها بی نهایت رفتار مهربانانه و دوستانه ای با ما داشتند و ما حقیقتاً امیدوار بودیم که ای کاش بتونیم اونها رو بار دیگه ملاقات کنیم ...


ادامه دارد!


تا بعد ...
 

Stay Tuned

! Let's Dance

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo