جمعه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1393 ساعت 06:51 ق.ظ

سلام و درود بر عاشقان و یاران وفادار و ابدی مایکل جکسون کبیر ! وقت بخیر دوستان من ...


اگه آخرین پست وبلاگ قبل از بحث آهنگهای آلبوم Xscape رو به خاطر داشته باشید ، به یادتون خواهد اومد که داشتیم با هم در مورد موزیسین و هنرمند با استعدادی صحبت میکردیم که در میان دنیای طرفداران مایکل جکسون هم از پایگاه اجتماعی بسیار قدرتمندی برخورداره ؛ بله ، صحبت ما در هفته های گذشته درباره خواننده و ترانه سرای مشهور امریکایی ، فارل ویلیامز بود !


یادمه بهتون قول داده بودم که در مورد این شخص از راز بزرگی پرده برداری کرده و اینکه براتون توضیح بدم علت علاقمندی خاص و ویژه اسطوره نابینای موسیقی ، استیوی واندر نسبت به این جوان هنرمند و با استعداد چیه . خوب ، روز عمل به این وعده فرا رسیده ! امیدوارم مثل همیشه با عشق و بزرگواری ، من رو در ادامه این مطلب همراهی بفرمایید ...


یادم میاد در طول سالهای حضورم در فضای مجازی ، همواره و همواره روی یکی از بارزترین و مشخص ترین صفات مایکل جکسون در طول حیاتش تاکید داشتم و اون صفت خاص ، تیزبینی و دقت نظر عجیب این مرد افسانه ای بی همتا در کشف و شناسایی استعدادهای جوان و خارق العاده در صنعت موسیقی به حساب میاد . شاید بشه داستان دوستی و آشنایی خاص و منحصر به فرد مایکل جکسون و فارل ویلیامز رو هم یه جورایی در راستای همین قدرت خاص و منحصر به فرد آقای جکسون در راه استعدادیابی نیروهای قدرتمند و خوش آتیه در صنعت موسیقی به شمار آورد .


با این مقدمه داستان امروزمون رو در مورد فارل و حادثه بزرگی که سالها قبل برای او رخ داد و زندگی هنریش رو برای همیشه متحول کرد آغاز میکنیم :


در اوایل سال 2003 میلادی ، فارل ویلیامز که در اون زمان یک خواننده و تهیه کننده گمنام در ویرجینیای امریکا به حساب می اومد همکاری پاره وقت خودش رو با وبسایت Interview Magazine  به عنوان یک کارشناس و منتقد موسیقی آغاز نمود . فارل در ژوئن همون سال و کمی بعد از پخش مستند Living With Michael Jackson در بریتانیا که در اون مایکل جکسون با عجیب ترین و نامعمول ترین چهره خودش تا اون زمان به تصویر در اومده بود ، با همه وجود مصمم گردید که با استفاده از موقعیت ویژه ای که در Interview Magazine به دست آورده به دفاع از مردی بپردازه که همه دوران کودکی و نوجوانیش رو در ستایش و تقدیر از او پشت سر نهاده بود  . فارل به عناوین مختلف از مسئولین این رسانه اجازه خواسته بود تا بهش این فرصت رو بدند تا بتونه مصاحبه ای اختصاصی با مایکل جکسون داشته باشه اما متاسفانه عوامل این رسانه به دلایل مختلف از انجام خواسته فارل ، سر باز می زدند . هرچند ، فارل که حقیقتاً مصمم به دفاع از الگو و آموزگار بزرگ زندگیش یعنی مایکل جکسون بود ، دست از تلاش و فعالیت در این زمینه بر نداشت تا سرانجام موفق شد سردبیر این ژورنال رو متقاعد به پذیرفتن خواسته خودش یعنی مصاحبه با مایکل جکسون کنه !!


داستان رو خلاصه میکنم ...


هماهنگی های لازم طی چند روز بعد از این ماجرا از طریق Interview Magazine با تیم مایکل جکسون به اجرا در اومد و زمان انجام این مصاحبه که قرار بود به صورت تلفنی بین مایکل جکسون و فارل ویلیامز به اجرا در بیاد معین گردید و در نهایت شماره تلفن مایکل جکسون در اختیار فارل قرار گرفت !


سرانجام روز 13 ژوئن سال 2003 و لحظه معین از راه رسید و فارل ویلیامز ، در حالیکه دستانش به وضوح بر روی صفحه شماره گیر تلفن میلرزید ، ارقام شماره تلفن پادشاه پاپ رو پشت سر هم شماره گیری کرد ... ( )


بیییییپ ... بیییییپ .... بیییییپ ...




MJ : اَلو ؟


PW : ا َ ا َ ا َ ا َ ا َ ... اَلو ؟؟؟!!! ( )


MJ : سلام . مایکل جکسون صحبت میکنه . شما ؟


PW : هی !!!!! سلام !!! فارل هستم !!! حالتون چطوره آقا ؟؟؟!!!


MJ : هی سلام فارل ! تو واقعاً باید من رو ببخشی . میدونی ، به خاطر درگذشت دوست نازنینم Gregory Peck بدجوری کارهام به هم گره خورده و سرم شلوغه . راستش داشتم به همسرش در برگزاری مراسم تدفین و یادبود و اینجور کارها کمک میکردم . برای همین ازت خواهش میکنم عذرخواهی منو بپذیری که گوشی رو اینقدر دیر برداشتم .


PW : وای خدای من ! چی دارید میگید آقا ؟!! من نمیتونم باور کنم که دارم از پشت تلفن با شما صحبت میکنم !! ( )


MJ : اوه ، خدا بهت برکت بده ...


PW : ممنونم آقا ! شما هم همینطور .


MJ : ممنونم . خوب ، حالا من دارم با تو مصاحبه میکنم ، درسته ؟! و تو قراره که از من سوال بپرسی ، آره ؟! و فکر میکنم از اون مصاحبه های هفت سوالی یا یه چیزی شبیه به اونه ، اینطور نیست ؟! دوست داری به جای اینکه تو با من مصاحبه کنی ، من با تو مصاحبه کنم ؟؟!! فکر میکنم اینطوری خیلی جالب تر و پر هیجان تره !!!!


PW: هااااان ؟؟؟ چی ؟؟؟؟؟؟ البته ! هرچی که شما میل داشته باشید قربان ! ( )


MJ : بسیار خوب ، بذار با این سوال شروع کنیم : الهام بخش تو در خلق موسیقی چیه ؟ به عبارت دیگه چه چیزی باعث میشه موسیقی ایی رو که خلق میکنی بسازی فارل ؟


PW : میدونید ، این شبیه یک حس میمونه ؛ احساس میکنی فضا همانند یک بوم نقاشیه و نتهای موسیقی شبیه یک نقاشی از بالا به سمت انگشتهای دستت و کیبورد جاری میشن . به همین دلیل وقتی که من مشغول نواختن موسیقی هستم احساس میکنم دارم یک تابلوی نقاشی خلق میکنم . میدونم که این حرفهام ممکنه چرند به نظر برسه اما ...


MJ : نه ، نه ، نه ... ادامه بده ! برعکس ، این یک مقایسه جامع و بی نقصه !


PW : ممنونم آقا . و تو زمانی میدونی اون اثر به انتها رسیده که واقعاً به انتها رسیده باشه ! درست شبیه به نقاشی یا پیکر تراشی و مجسمه سازی . تو فقط زمانی اجازه میدی اون اثر منتشر و شنیده بشه که واقعاً بدونی تکمیل شده . و همینطور برعکسش ... انگار اثر داره بهت میگه : هی ! الآن وقت انتشار نیست ! من هنوز کامل نشدم !


MJ : دقیقاً ! و اون بهت اجازه نمیده تا قبل از اینکه کامل شده باشه یه شب خواب راحت داشته باشی !


PW : درسته !


MJ ( در حالیکه از پشت تلفن می خندد ) : من خودمم دقیقاً همین احساسات رو تجربه میکنم . حالا بهم بگو نظرت راجع به موسیقی امروز چیه ؟ آیا تو طرفدار سبک جدید موسیقی که خلق میشه هستی ؟ جهت و سویی که موسیقی امروز جهان به سمتش حرکت میکنه ...


PW : اگه راستش رو بخواید من احساس میکنم در زندگی شخصیم از نتها و ملودی های افرادی نظیر شما یا استیوی واندر الهام میگیرم و باهاشون اون کاری رو که درست تشخیص میدم انجام میدم .


MJ : درسته .


PW : میدونید ، درست شبیه خودتون که اون زمانی که همه داشتند به یه سمت و سوی دیگه ای حرکت میکردند ، شما به سمت خلق Off The Wall رفتید !


MJ ( در حالیکه مجدداً می خندد ) : درسته !


* فارل ویلیامز در این نقطه با زیرکی تمام جمله خاصی که دارای ایهام داخلی قدرتمندیست به کار برده و به مایکل جکسون چنین گفته است  :


When every one was going one way , you went off the wall


شاید بشه You Went Off The Wall رو به صورت ظاهری چیزی که من ترجمه کردم عنوان نمود اما میشه خیلی عمیق تر هم بهش نگریست : تو بیگانه و غریبه دیده و خوانده شدی ! به این معنی که تو با قدرت و شهامت و نبوغ بی انتهات ، حاضر نشدی که راهی که همه میرفتند رو دنبال کنی و خودت راه و روش خودت رو در تاریخ خلق نمودی که این مساله درسته که تو رو به بزرگترین و موفقترین نام در صنعت موسیقی بدل کرد ، اما از طرفی باعث بیگانگی و جدا شدن تو از بقیه مردم جهان هم شد . به طور خلاصه میشه اینطور گفت که فارل ویلیامز داره در پاسخ به مایکل جکسون به طریق غیر مستقیم میگه برام مهم نیست که من رو پیرو و دنباله روی موسیقی امروز جهان ندونند ! اون چیزی که برام مهمه اینه که بتونم از خودم نقش و یادگاری متفاوت در دل تاریخ به یادگار بذارم ...


PW : و باز اون زمانی که همه داشتند به یک سمت و سوی متفاوت حرکت میکردند ، شما به سمت Thriller رفتید . شما اون رو به سبک و استایل خودتون خلق کردید . من در طول زندگیم مشغول درس گرفتن و یادداشت برداشتن از روش زندگی افرادی مثل شما هستم ؛ میدونید ، اشخاصی که از این نمیترسیدند که به ندای قلب و احساسشون گوش کنند ؛ بزرگانی که تونستند همه بلند پروازی ها و جاه طلبی های خودشون رو به فعلیت بدل کنند و اجازه بدند که به واقعیت بدل بشه .


MJ : واقعاً زیباست . حقیقتاً دوست داشتنیه . تو واقعاً عالی گفتی . میدونی ، میخوام ازت یه سوال عجیب بپرسم ؛ اینکه آیا احساس تو هم در خلق موسیقی شبیه به حسیه که من تجربه میکنم ؟ میدونی ، احساس واقعی من دقیقاً شبیه فارغ شدن بعد از یک دوران بارداری طولانیه ! خلق یک آهنگ درست همانند به دنیا آوردن یک بچه است و زمانیکه آهنگ کامل شد ، احساس میکنی وقتشه که بذاری بچه وارد این دنیا بشه . آیا تو هم تا حالا یک چنین حسی رو تجربه کردی ؟ اینکه برات سخت باشه بخوای اجازه انتشار و پخش یک آهنگ رو بدی ؟


PW : میدونید چیه قربان ؟ من یه روز یه مصاحبه برای تبلیغ یک ویدئوی جدید داشتم اما با ین حال نگران بودم و دلم نمیخواست اجازه انتشار اون ویدئو رو بدم . این احساس من به خاطر یک ویدئو بود اما در نظر من ، ویدئو بخش دوم یک آهنگه ؛ تفسیری از موسیقی که در بعد تصویری به مخاطب منتقل میشه . با این حساب ، بله ! من دقیقاً همین احساس رو لمس میکنم . بعضی وقتها مثل این میمونه که برای مردم آهنگی رو بنوازی و اونها نتونند اون رو لمس کنند یا باهاش ارتباط برقرار کنند و اون وقت همگی انگشت اشارشون رو ( جهت تحقیر ) به سمت اون آهنگ دراز کنند و اون وقت تو در مقام دفاع به اونها بگی : هی ! این بچه منه ! درسته که من خودم یک پدر نیستم اما تجسمش که این حالت چقدر میتونه دردناک باشه منو آزار میده . این احساسیه که من نسبت به آهنگهام دارم .


MJ : درسته ! حالا بهم بگو نظرت راجع به انواع مختلف موسیقی چیه . از موسیقی پاپ گرفته تا موسیقی سنتی فرهنگهای مختلف که همگی یه جورایی برگرفته از موسیقی سیاهان هستند ؛ چه میدونم ، از جز گرفته تا پاپ و راک اند رول و هیپ هاپ ... در مورد همشون چی فکری میکنی ؟ ریشه و سرمنشاء همه اینها کجاست ؟ آیا همه اینها به نوعی از خداوند سرچشمه گرفته ؟


PW : من فکر میکنم همه انواع موسیقی هدیه هایی از سمت خدا هستند و ...


*در این لحظه یکی از طرفداران فارل ویلیامز ، نام وی را صدا زده و باعث ایجاد اختلال در روند مصاحبه میگردد !!


PW : آقا ، امکان داره مصاحبه رو یک دقیقه متوقف کنیم ؟ الآن بر میگردم . شرمنده !


MJ : البته !


*و ویلیامز برای چندین ثانیه با طرفدارها صحبت کرده و سپس به مصاحبه با جکسون ادامه می دهد .


PW : ببخشید آقا ...


MJ : اوه خواهش میکنم . راستش میخواستم بگم همه سبکهای مختلف موسیقی از جمله بلوز ، راک اند رول ، همه سبکهای موسیقی پاپ و سنتی و بومی مناطق توسط Chuck Berry ، Little Richards و Fats Domino به وجود اومده اند .


PW : قطعاً همینطوره !

MJ : حتی انواع سبکهای مختلف رقص از جمله پاپینگ ، برک و دیگر سبکها ... فکر نمیکنی همه اینها هم هدیه هایی از جانب خدا هستند ؟


PW : دقیقاً ! خدا این هدیه رو همون زمانی که به ما قدرت تفسیر کردن رو داد بهمون بخشید . منظورم اینه زمانی که به فرض تو متن ترانه هات رو مینویسی ، تو در واقع داری اونها رو خطاب به یک نفر یا خطاب به مردم جهان مینویسی . وقتی که داری نقشی رو ایفا میکنی ، تو در حقیقت داری چیزی رو برای مردم دنیا اجرا میکنی تا اونها به حرفهات گوش بدن . وقتی که میرقصی ، تو دلت میخواد که مردم رقص تو رو ببینند . به نظر من همه اینها نوعی از فن بیان هستند . از طرف دیگه ، زمانهایی هم وجود داره که تو بیشتر دلت میخواد درونگرا باشی ؛ وقتایی که داری برای خودت آهنگ مینویسی ، میخونی یا میرقصی و تو در اون لحظات هیچ ایده ای نداری که چقدر شگفت انگیز به نظر میای مگر اینکه یه نفر اونجا پیدا بشه و اینها رو بهت بگه یا اینکه نتیجه کارت رو ضبط کنی و بعداً بهش با دقت بنگری .

MJ :  دقیقاً همینطوره ! حالا بهم بگو چند تا از هنرمندهای قدیمی تر که الهام بخش تو در زندگیت بودند کیا هستند . نه اون هنرمندهایی که امروزه در رسانه ها دیده میشن ؛ اونهایی که واقعاً وقتی که کم سن تر بودی روت اثر مثبت داشتند . مثلاً اون هنرمندهایی که به فرض ، پدرت به آهنگهاشون گوش میکرد . آیا تو در زندگیت چیزی از اون هنرمندها هم آموخته ای ؟


PW : قطعاً ! مثلاً Isley Brothers !

MJ : آره ! منم دوسشون دارم . من Sly و Family Stone رو هم خیلی دوست دارم .

PW : و همینطور Donny Hathaway و Stevie Wonder ...

MJ ( در حالیکه به شدت میخندد ) : تو دقیقاً همون افرادی رو که من دوست دارم ، دوست داری !!


PW : وقتی که ملودی در آهنگهای این هنرمندها تغییر میکنه ، آهنگ شما رو با خودش به یک دنیای دیگه میبره .

MJ : زیباست ! واقعاً توصیف هات زیباست ! خوب ، حالا بهم بگو الآن کجا زندگی میکنی ؟ تو نیویورک ؟


PW : نه ، من ساکن ویرجینیا هستم . ویرجینیا آقا !

MJ
: اوه ، ویرجینیا ! چه عالی ! ممکنه پیغام عشق منو به مردم ویرجینیا برسونی فارل ؟


PW : چشم آقا . حتماً ...

MJ : و همینطور سلام مخصوص منو به پدر و مادر عزیزت هم برسون . خداوند با استعداد و برکت خاصی که به زندگی تو بخشیده ، لطف بسیاری رو نسبت به اونها داشته .


PW : ممنونم آقا . راستش میخواستم یه چیزی رو بهتون بگم . نمیدونم دلتون میخواد این رو بشنوید یا خیر اما من حقیقتاً دلم میخواد این رو بهتون بگم چون قلبم دوست داره این رو بهتون بگم ؛ من فکر میکنم مردم خیلی شما رو عذاب میدن آقا ...

MJ : آره ... ( )


PW : اونها شما رو عذاب میدن چون حقیقتاً عاشقتون هستند . من فکر میکنم این تنها دلیل این قضیه باشه . به نظر من وقتی شما اثری رو خلق میکنید که مردم الزاماً از اون سر در نمیارن ، اون وقت در مورد شما این مساله رو به مشکل خیلی بزرگتری تبدیل میکنند تا مثلاً اگه این اتفاق در مورد هنرمند دیگه ای رخ داده باشه . من فکر میکنم علت این موضوع هم فقط اینه که شما بزرگترین و خارق العاده ترین نبوغ و استعدادی هستید که تا کنون بر روی سیاره زمین زیسته است . دستاوردهای شما تنها در قرن گذشته فراتر از دستاوردهای کل مردمان زمین در کل تاریخ بشر بوده است !


MJ : اوه خیلی خیلی ازت متشکرم ... تو واقعاً مرد مهربونی هستی ...


PW : کاری که شما انجام میدید حقیقتاً شگفت آوره . میدونید ، من فکر میکنم اگه شما روزی 100 سالتون هم بشه و اونها ( مردم جهان و رسانه ها ) هنوز مشغول ساخت چرندیاتی از این دست که شما فلان کار یا بهمان کار رو بر روی صورتتون انجام داده اید باشند ، اگه در همون حال تصمیم بگیرید که کل بدنتون رو با آلیاژی از کروم بپوشونید ، باور کنید اونقدر خارق العاده و شگفت انگیز هستید که دنیا ( پیر و جوان ، زن و مرد ... ) باز هم به سرعت اونجا جمع میشن تا این پدیده رو به چشم خودشون تماشا کنند ! و این دقیقاً به خاطر همون دستاورد باشکوهیه که شما در صنعت موسیقی و تغییر سبک زندگی مردم جهان به دست آورده اید . مردم با آهنگهای شما بزرگ شده اند ؛ با آهنگهای شما عاشق شده اند و حتی با آهنگهای شما بچه دار شده اند ! شما حقیقتاً بر روی زندگی مردم جهان تاثیر داشته اید .


MJ : من واقعاً از صمیم قلبم ازت تشکر میکنم . میدونی ، به نظر میاد هرچی ستاره بزرگتری باشی ، به همون اندازه هدف بزرگتری خواهی بود و دیگران درست در اون زمانی آزار رسوندن به تو رو آغاز میکنند که تو در اون بالا قرار گرفته باشی . حتی مسیح هم به همین دلایل مصلوب شد . من فکر میکنم این سرنوشت همه افرادیه که به نوعی نور رو به این جهان تابوندند ؛ افرادی از مهاتما گاندی گرفته تا مارتین لوترکینگ و عیسی مسیح و حتی خود من . شعار و سخن همیشگی من هم در راه این ماموریت شعار التیام دادن دردهای جهان ، سرود دردها و غمهای زمین ، یگانگی با مردم جهان ، حمایت و پشتیبانی از تمام کودکان عالم و نجات سیاره زمین بوده است . و اون وقت مردم میخوان به خاطر این موضوعات منو مورد آزار و اذیت خودشون قرار بدن . هرچند که این موضوعات ، حقیقتاً من رو چندان آزار و اذیت نمیکنه چرا که ایمان دارم این مسائل ، طرفداران من و پایگاه عشق اونها به من رو مستحکمتر و مقاومتر میکنه . باورم اینه که شما هر چیزی رو که محکمتر بکوبید و بهش ضربه بزنید ، این فقط باعث محکمتر و مقاوم تر شدن اون چیز میشه ! و این دقیقاً همون اتفاقیه که برای من رخ داده : من درست مثل یک فنر ارتجاع پذیر بعد از هر فشاری دوباره به موقعیت اولم بر میگردم ! پوست من مثل پوست کرگدن کلفت شده فارل ! هیچ چیزی نمیتونه منو آزار بده ! هیچ چیزی !


PW : این دقیقاً جواب همه سوالهایی بود که من در این مورد از شما داشتم ! من فقط میخواستم بهتون بگم : شما فوق العاده هستید آقا ! شما هر چیزی که برای دنیای موسیقی خلق کردید ، از Billie Jean گرفته تا That's What You Get For Being Polite استثنایی و خارق العاده بوده است !


* در این هنگام ، فارل از پشت تلفن شروع به خواندن آهنگ That's What You Get For Being Polite برای مایکل جکسون میکند !!!


MJ ( در حالیکه به شدت میخندد ) : اوه پسر ، تو این آهنگ رو هم یادت میاد ؟؟


* فارل همچنان به خواندن ادامه میدهد : Jack Still Sits All Alone ... !!!


MJ : تو جدی جدی همه این آهنگ رو حفظی !!!


PW ( در حالیکه همچنان مشغول خواندن آهنگ است !!! ) : معلومه که حفظم . وقتی که شما موسیقی خلق میکنید ، شما این کار رو برای همه مردم جهان و برای همه طول تاریخ انجام میدید ...


* مایکل جکسون در این لحظه با حزنی غریب به آهستگی صدای گیتار این آهنگ را از حنجره اش شبیه سازی کرده و با وکال فارل همراهی میکند  ... ( )


PW : درسته که تا به حال افتخار همکاری با شما رو نداشتم اما اینو خوب میدونم که شما توقف ناپذیر هستید قربان . برای همینه که بهتون گفتم اگه در 100 سالگی هم تصمیم بگیرید که همه بدنتون رو در آلیاژی از کروم مخفی کنید ، باز هم همونهایی که امروز این چرندیات رو در مورد شما به زبون میارند ( که البته من هیچ اهمیتی به جمله های اونها نمیدم ) با کنجکاوی اونجا حاضر میشن تا شما رو تماشا کنند !


MJ : میدونی فارل ، حجم عظیمی از حسادت در دنیای اون بیرون وجود داره . من عاشق تمام نژادهام . من عاشق همه مردم جهانم اما گاهی اوقات صفتهای شیطانی در وجود برخی افراد پدیدار میشه و اونها شروع به حسادت میکنند . تاریخ ثابت کرده هر زمان که درخشش نور خیره کننده ای در افق دیدگان انسانها فراتر از نهایت درجه تجسم اونها به وجود اومده ؛ استعداد و نبوغی که میزان تلاشگری و سخت کوشی وی ، بسی فراتر از ماکزیمم درجه قابل تجسم برای انسانهای اون روزگار بوده ؛ حسادتها علیه اون شخص و تلاشها جهت به پایین کشیدن او آغاز گردیده ؛ هرچند اونها قادر به انجام این کار با من نخواهند بود چرا که من خیلی خیلی خیلی قوی هستم ! اونها هنوز این رو نفهمیدند ...


* و مایکل جکسون قهقهه میزند !! ( )


PW : اونها میدونند آقا ! خواهش میکنم حرفم رو باور کنید ! اونها میدونند ...


MJ : اگه هرکس دیگه جای من بود تا حالا صدها بار تخریب و ویران شده بود اما اونها نمیتونند من رو تخریب کنند . من خیلی قوی هستم ...


PW : البته که نمیتونند قربان . اونها حتی زمانی که شما فقط 10 سالتون هم بود نتونستند شما رو تخریب کنند و این در حالی بود که شما در اون زمان هم داشتید مردهای بزرگ رو با صدا و استعدادتون نابود میکردید . و اون زمانی که شما تنها 20 سالتون بود ، شما بر افرادی که بیشتر از 20 یا 30 سال بود که توی این صنعت بودند به راحتی آب خوردن غلیه کردید ! و حالا همه اون افراد حتی امروز هم منتظرند و خیره موندند تا ببینند شما کجای کار ایستادید . اونها میخوان بچه های شما رو ببینند . اونها میخوان دنیای شما رو ببینند ؛ از بس که شما خارق العاده اید ! این همه اون چیزیه که من میخواستم به شما بگم آقا !

و اینکه حقیقتاً امیدوارم متن این مصاحبه به صورت کامل به چاپ در بیاد چرا که این جملات برای من بی نهایت مهم بودند . بزرگترین آرزو و رویای من در این دنیا اینه که بتونم روزی به تنها نیمی از موفقیتهای شما دست پیدا کنم .


MJ : اوه ، خدا بهت برکت بده . تو فوق العاده ای ! ازت خیلی ممنونم .


PW : من ممنونم آقا .


MJ : روز دوست داشتنی و زیبایی داشته باشی .


PW : شما هم همینطور قربان .


MJ : ممنونم . خدا نگهدارت ...


PW : خدانگهدار ...


* و فارل در حالیکه اشک شوق و شادی در چشمانش حلقه زده است ، گوشی تلفن را با ناباوری نگاه میکند ... ( )


پاورقی : 


فکر میکنم الآن و در این لحظه ، هیچ چیزی نتونه بیشتر از تماشای این ویدئوی زیبا و استثنایی ، عواطف و احساسات ضد و نقیض شما دوستان نازنینم رو تسکین بده . پس در کنار همدیگه ، این میکس زیبا و استثنایی و عاشقانه رو در سکوت تماشا میکنیم :


لینک دانلود



ممنونم فارل ... امیدوارم تا ابد همینطور ساده و پاک و عاشق بمونی ... برای همیشه ... 




تا بعد ...


Stay Tuned

! Let's Dance

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo