شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1393 ساعت 06:37 ب.ظ

سلام و درود بی انتها بر یاران و عاشقان مایکل جکسون کبیر !


همونطور که بهتون وعده داده بودم ، امروز نخستین نوشته از مجموعه دانستنی های مایکل جکسون رو تقدیم حضور شما عزیزان خواهم نمود . هدف من از تاسیس این بخش آموزنده و جدید در وبلاگ ، آشنا کردن طرفداران مایکل جکسون با نکات ریز و بسیار خاصی در زندگی مرد یک دستکشه هستش که کمتر انسانی در جهان از اونها اطلاع داره ! دلم میخواد با ارائه دادن نوشته های بخش دانستنی های مایکل جکسون به شما دوستان عزیز و گرامی ، گامی دیگه در راه تعالی درجه شناخت شما عزیزان از ارباب بی کران افسانه ها برداشته و عشق و ارادت شما رو به اون مخلوق بی همتای خداوند روز به روز و ثانیه به ثانیه افزایش بدم . امیدوارم بتونم در این راه به کمک شما ، موفقیتها و دستاوردهای بزرگی رو کسب نمایم ...


خوب ؛ با این مقدمه میریم سراغ داستان امروز !


داستان امروز ما در مورد یکی از طرفداران قدیمی و بسیار مشهور مایکل جکسون هستش که سابقه حضور در کنار پادشاه هنر رو برای مدت طولانی در کارنامه حرفه ای زندگی خودش داره : Jimmy Safe Chuck ، پسری که عاشقان مایکل جکسون از او در روزهای طلایی عصر BAD خاطرات متعدد و فراوانی رو در صندوقچه خاطرات ذهن خودشون به یادگار دارند ...


فکر میکنم اغلب طرفداران مایکل جکسون جیمی رو بیشتر با رقصهای مشهورش در لباسهای شبیه لباسهای مایکل جکسون بر روی صحنه های کنسرتهای تور BAD به خاطر میارند ؛ لباسهایی که مایکل جکسون ، خود شخصاً اونها رو برای جیمی سفارش داده و آماده کرده بود . به راستی که خاطرات حضور جیمی بر روی صحنه کنسرتهای تور BAD از یاد نرفتنیه ؛ اونجاهاییکه وی در هنگام اجرای آهنگ BAD به مایکل جکسون و سایر کودکان ِ شاد و رقصان ِ روی صحنه می پیونده و با حرکات رقص خارق العادش در کنار مایکل ، بینندگان رو مبهوت و شگفت زده میکنه . فکر میکنم دیگه تا حالا همتون لااقل مشابه این صحنه رو در انتهای کنسرت ومبلی 1988 مایکل جکسون مشاهده کرده اید ... 



فقط خدا میدونه هر بار با دیدن رقصهای مایکل جکسون و جیمی سیف چاک در کنار همدیگه در هنگام اجرای آهنگ BAD در کنسرتهای مختلف تور BAD چه حالی رو پیدا میکنم . وقتی اون همه کودک معصوم و بیگناه که اغلبشون به خواست مایکل جکسون از بیمارستانهای کودکان و یا یتیم خانه های مشهور شهرهای مختلف جمع آوری شده و به روی صحنه آورده شده اند رو میبینم که در کنار مایکل و جیمی دارند میخونند و دست میزنند و میرقصند ، اشک و لبخند به صورت همزمان به وجودم هجوم میاره ؛ حقیقتاً توصیف اقیانوس عشق و احساس درون قلب بزرگ و بیکران مایکل جکسون برای من غیر ممکنه ...


اما دلم میخواد امروز شما رو به روزهایی قبل از کنسرتهای سال 1988 و 1989 ببرم ؛ اون جایی که مایکل جکسون و جیمی سیف چاک برای نخستین بار با هم ملاقات کرده و دوستی زیبا و افسانه ایشون از اون نقطه شکل گرفت :


حتماً میدونید و خوب به یاد میارید که مایکل جکسون در طول عمرش ، چندین و چند آگهی بازرگانی تلویزیونی برای کمپانی مشهور PEPSI خلق کرد که شرح و توضیح مفصل هر کدوم از اون آگهی ها ، احتیاج به چندین نوشته و پست مجزا و کامل داره ! امروز و در این لحظه ، دلم میخواد شما رو به دوران آگهی های بازرگانی پپسی در عصر BAD برده و یکی از زیباترین و به یاد موندنی ترین اونها رو در کنار شما مرور نمایم : آگهی بازرگانی مشهور تلویزیونی با عنوان !? Looking For Me به این معنی که داری دنبال من میگردی ؟!



این آگهی بازرگانی برای نخستین بار در خلال پخش تلویزیونی کنسرت مایکل جکسون در یوکوهامای ژاپن به سال 1987 میلادی از طریق شبکه Nippon در برابر دیدگان مردم جهان قرار گرفت . در این آگهی بازرگانی ، بینندگان نخست با پسر نوجوانی مواجه میگردند که در اتاق لباسهای مایکل در جستجوی او به هر گوشه و کناری سرک کشیده و نام او را صدا میزند : آقای جکسون ؟


اتاق به ظاهر خالی به نظر میرسد . پسرک در حالیکه در گوشه و کنار اتاق خالی این طرف و آن طرف میرود ، ناگهان چشمش به یکی از ژاکتهای مایکل ، یک بطری نیمه پر پپسی و یکی از عینکهای تیره سلطان پاپ بر روی میز می افتد . در همون گیر و دار ، مایکل جکسون هم بر روی صحنه مشغول اجرای نسخه جدیدی از آهنگ BAD با متن ترانه پپسیست !! از طرف دیگه ، پسر جوان در اتاق مایکل جکسون ، عینک مایکل را بر چشم زده ، کت و کلاه مایکل جکسون را بر تن نموده و در مقابل آینه ، به تقلید حرکات بت زندگی خویش مشغول میگردد !! ناگهان در این لحظه صدایی در اتاق طنین افکنده و رویاهای مایکلی مرد جوان را یکسره بر باد میدهد : دنبال من میگردی ؟؟!! مایکل جکسون واقعی در این هنگام در چارچوب در ظاهر شده و پسرک با دیدن وی ابتدا بهت زده شده و سپس قهقهه سر میدهد !


دانلود آگهی بازرگانی 




اما همونطور که لابد تا حالا دیگه کاملاً متوجه شده اید ، پسرک حاضر در این آگهی بازرگانی همون جیمی سیف چاک خودمونه که در ابتدای این نوشته در موردش براتون صحبت نمودم . هرچند حضور در این آگهی بازرگانی ، نخستین تجربه عملی جیمی از حضور در دنیا و زندگی مایکل جکسون به شمار میاد اما با این حساب ، یقیناً خوندن ادامه ماجرا در ابتدا شدیداً شما رو افسرده و ناگهان در حد مرگ سورپرایز خواهد نمود !!! پس لطفاً به ادامه ماجرا توجه بفرمایید :


نکته اینه که مایکل جکسون ، از مدتها قبل از ضبط این آگهی بازرگانی ، از وجود پسرک طرفدار و عاشق پیشه ای به نام جیمی از طریق برخی نزدیکانش مطلع گردیده و شخصاً به میل و علاقه خودش برای همکاری در ضبط این آگهی بازرگانی برای جیمی دعوتنامه ارسال نموده بود . پسرک که با دیدن دعوتنامه مایکل جکسون رسماً مجنون و دیوانه شده بود ، بلافاصله توسط اعضای خانواده اش به محل فیلمبرداری و ضبط این آگهی بازرگانی برده شد . متاسفانه در آخرین دقایق و توسط تیم کارگردانی به جیمی اطلاع داده شد که مایکل جکسون به خاطر گرفتاری های بی اندازه موفق به حضور ِ مستقیم در برابر جیمی در این آگهی بازرگانی نخواهد شد و اینکه جیمی در صحنه آخر باید تنها تظاهر به متعجب شدن از دیدار مایکل جکسون در چارچوب درب ورودی اتاق نماید !!! جیمی ِ نوجوان که از شنیدن این خبر بی نهایت آزرده و دلتنگ گردیده و تمامی رویاهای زیبای خویش در ملاقات با عشق و الگوی زندگی خویش را بر باد رفته میپنداشت ، با غم و اندوه بی پایان بازیگری در صحنه های مختلف این آگهی بازرگانی را آغاز نمود . به عبارت دیگه ، شما در تک تک ثانیه های این آگهی بازرگانی ، پسرک نوجوان دلشکسته ای را مشاهده میکنید که در خیال خود ، رویای دیدار و ملاقات با مایکل جکسون را بر باد رفته میپنداشت ...


اما حقیقت ماجرا اینه که مایکل جکسون به جیمی دروغ گفته و وی را به شدت سر کار گذاشته بود !!!!!


به عبارت دیگه در هنگام ضبط این آگهی بازرگانی ، یکبار دیگه اون روح شیطانی و خبیث (!!) مایکل جکسون که از سر کار گذاشتن دیگران و شوخی کردن با مردم در حد مرگ شاد و خرسند میشد درون کالبد انسانی وی حلول کرده بود !!!


مایکل جکسون از قصد توسط تیم کارگردانی این دروغ را به جیمی بدبخت گفته بود که در انتهای آگهی بازرگانی ، با همه وجود به پسرک خندیده و وی را در حد آنفاکتوس قلبی و مغزی (!!!) ، شوک زده کند !!!


بله ، مایکل جکسون در واقع در پشت صحنه ضبط آگهی بازرگانی حاضر و آماده بود !!!! و درست در صحنه پایانی ، اون جایی که جیمی بعد از شنیدن جمله Looking For Me باید بر طبق خواسته تیم کارگردانی با نگاه به چارچوب خالی در به دروغ تظاهر به متعجب شدن مینمود ، با مایکل جکسون واقعی در کنار درب ورودی مواجه گردید و نتیجه این اتفاق وحشتناک ، صحنه زیر گردید :



بهت ، شوک و حیرت هولناک موجود در صورت جیمی سیف چاک در این صحنه تاریخی و جاودان ، بهت ، شوک و حیرت واقعی یک پسرک عاشق پیشه وحشت زده و هراسان در ملاقات با مایکل جوزف جکسون است !!!!!


و فکر میکنم دیگه لزومی به توصیف میزان غش و ضعف مایکل جکسون ِ مارمولک (!!!!) بعد از دیدن جیمی سیف چاک با این چهره و با این قیافه نباشه !!!!


و اینگونه بود که پیوند و دوستی ناگسستنی دیگری میان مایکل جکسون کبیر و عاشق گمنام دیگری در این جهان خلق گردید و تابش خیره کننده نور ِ یگانه فخر آفرینش ، ستاره تابناکی به نام جیمی سیف چاک را نیز در کتاب خاطرات جاودان مایکل جکسون خلق و ابدی و ماندگار نمود ...




تا بعد ...


Stay Tuned

! Let's Dance

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo